الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩ - ادغام و موارد وجوب آن
و في نحو: مدّ، مصدرا و كذلك اذا اتّصل بالفعل الف الضّمير او واو الضّمير او يائه نحو: مدّا، مدّوا، مدّي.
ترجمه:
ادغام و موارد وجوب آن
ادغام نيز بمضاعف ملحق مىشود و آن عبارتست از اينكه حرف اوّل را ساكن كنى و در حرف دوّمى بكوبى، حرف اوّل را اصطلاحا « مدغم » و حرف دوّمى را « مدغم فيه» مىخوانند.
ادغام در مثل كلمات ذيل واجب است:
مدّ (كشيد)، يمدّ (مىكشد)، اعدّ (آماده كرد) يعدّ (آماده مىكند)، انقدّ (شكافت)، ينقد (مىشكافد)، اعتدّ (دشمنى كرد)، يعتدّ (دشمنى مىكند)، اسودّ (سياه شد)، يسودّ (سياه مىشود)، استعدّ (آماده گرديد)، يستعدّ (آماده مىشود)، اطمأنّ (استوار شد)، يطمأنّ (استوار مىگردد)، تمادّ (كشانيد)، يتمادّ (مىكشاند).
و همچنين اگر اين افعال را براى مفعول بناء نمائى يعنى مجهول گردند ادغام در آنها واجب مىباشد.
مثل آنكه بگوئى:
مدّ (كشيده شد)، يمدّ (كشيده مىشود)، اعدّ (آماده شد)، يعدّ (آماده مىشود)، انقدّ (شكافته شد)، ينقدّ (شكافته مىشود) و همچنين نظائر اينها كه بقيّه افعال ذكر شده باشد.
و نيز ادغام در مثل كلمه « مدّ » كه مصدر است واجب مىباشد چنانچه وقتى بفعل الف و ضمير يا واو ضمير يا ياء ضمير متّصل گردند ادغام واجب است مانند اينكه بگوئى:
مدّا (مثال است براى اتّصال الف ضمير بفعل)، مدّوا (مثال است