الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣ - اسم مفعول از ناقص
بياء قلب شده و « غزى » مىخوانيم و بهرصورت « غازو » به « غازى » مبدّل شد ضمّه بر ياء ثقيل بود حذف شد و تنوين تابع حركت ماقبل يعنى كسره شد بصورت « غاز » درآمد.
سپس در مؤنّث آن نيز « غازية » گفتهاند با اينكه واو در طرف واقع نيست و جهت آن دو چيز است:
١- آنكه مؤنّث فرع مذكّر است لذا چون در مذكّر واو به ياء قلب شد در مؤنّث نيز چنين نموديم.
٢- در حقيقت واو در اينجا طرف كلمه واقع شده زيرا تاء عارضى است و جزء اصل كلمه نمىباشد.
متن: و تقول فى المفعول من الواوي: مغزو و من اليائي مرمىّ تقلب الواو ياءا و يكسر ما قبلها، لانّ الواو و الياء اذا اجتمعتا في كلمة واحدة و الاولى منهما ساكنة تقلب الواو ياءا و ادغمت الياء فى الياء.
ترجمه:
اسم مفعول از ناقص
و در اسم مفعول از ناقص واوى مىگوئى: مغزوّ (جنگ كردهشده).
و از ناقص يائى مىگوئى: مرمىّ.
كلمه « مرمىّ » در اصل « مرموى » بود واو را به ياء قلب كردند و ماقبلش را كسره داده « مرمىّ » شد زيرا هرگاه واو و ياء در يك كلمه جمع شوند و اوّلى از آندو ساكن باشد واو را به ياء قلب كرده و ياء را در ياء ادغام مىنمايند.
شرح
و يكسر ماقبلها: يعنى ما قبل ياء.