الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣ - صرف اجوف يائى
استقيم (پايدارى كن تو يكمرد) استقيما (پايدارى كنيد شما دو مرد). انقد (اطاعت كن تو يكمرد) انقادا (اطاعت كنيد شما دو مرد).
اختر (برگزين تو يكمرد) اختارا (برگزينيد شما دو مرد).
و همانطوريكه گفته شد غير از اين چهار باب ابواب و ابنيه ديگر ثلاثى مزيد اعلال نمىشوند بلكه تمام صحيح هستند مانند:
قوّل (نسبت داد گفتارى را) و قاول (گفت و شنود نمود) و تقوّل (افتراء زد باو) و تقاول (گفت و شنود نمود) و زيّن (زينت داد) و تزيّن (آراسته شد) و ساير (برابرى كرد در رفتن) تساير (با ديگرى رفت) اسودّ (سياه شد) اسوادّ (بشدّت سياه شد) ابيضّ (سفيد شد) ابياضّ (بشدّت سفيد شد) و همچنين است ساير مشتقّات اين افعال.
شرح
لا يعتلّ منه: ضمير در « منه » به مزيد الثّلاثى عود مىكند.
الّا اربعة ابنيه: يعنى مگر چهار باب.
اجاب: در اصل « اجوب » بود فتحه واو را بماقبل دادند سپس واو ماقبل مفتوح بالف قلب شد.
يجيب: در اصل « يجوب » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل دادند سپس واو ماقبل مكسور بياء قلب شد.
اجابة: در اصل « اجوابا » بوده حركت واو كه فتحه بود به جيم داده شد سپس واو ماقبل مفتوح قلب به الف شد آنگاه بين دو الف التقاء ساكنين گرديد يكى را حذف و بجاى آن تاء در آخرش آورديم.
استقام: در اصل « استقوم » بود آنچه در « اجاب » گفتيم عينا در آن عملى شد.
يستقيم: در اصل « يستقوم » بود آنچه در « يجيب » گفتيم عينا در آن جارى شد.