الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥ - صرف اجوف يائى
و الامر منها: ضمير در « منها » به چهار بابيكه اعلال مىشوند برمىگردد.
اجب: در اصل « تجوب » بود براى ساختن امر تاء را از اوّلش انداخته چون حرف بعد از آن ساكن بود همزه مكسوره در اوّلش درآورديم « اجوب » شد و آخرش را ساكن كرده سپس كسره واو را بملاحظه ثقيلبودنش به جيم داديم آنگاه واو ماقبل مكسور به ياء قلب شده سپس التقاء ساكنين بين ياء و باء شد ياء را حذف كرديم اجب شد.
استقم: در اصل « استقيم » بود التقاء ساكنين بين ياء و ميم بود ياء را حذف كرديم.
انقد: در اصل « تنقاد » بود براى ساختن امر تاء را حذف كرده چون مابعدش ساكن بود همزه مكسوره در اوّلش درآورده آخرش را ساكن نموديم « انقاد » شد براى رفع التقاء ساكنين بين الف و دال، الف را حذف كرده « انقد » شد.
اختر: در اصل « تختار » بود بمنظور ساختن امر تاء را از اوّلش برداشته چون مابعدش ساكن بود همزه مسكوره در اوّلش درآورده آخرش را ساكن نموديم اختار شد براى رفع التقاء ساكنين بين الف و راء، الف را انداختيم « اختر » شد.
و يصحّ: يعنى بدون اينكه اعلال باشد.
و كذا ساير تصاريفها: ضمير در « تصاريفها » به افعال مذكور از « قوّل تا آخر» برمىگردد.
متن: و اسم الفاعل من الثلاثى المجرّد يعتلّ بالهمزة كصائن و بائع و من المزيد فيه يعتلّ بما اعتلّ به المضارع كمجيب و مستقيم و منقاد و مختار.
و اسم المفعول من الثلاثىّ المجرّد يعتلّ بالنّقل و الحذف