مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٥ - مقدمه
الدّين لأوجعته)[١].
اگر جوانى از شيعه به نزد من آورده شود كه در صدد فهم و فرا گرفتن احكام دين خود نباشد او را تنبيه دردناكى مىكردم.
و امام صادق عليه السّلام مىفرمود: (لوددت انّ اصحابى ضربت رءوسهم بالسّياط حتّى يتفقّهوا)[٢] راستى دوست مىدارم كه با تازيانه بر سر اصحابم زده شود تا احكام دين خود را فرا بگيرند و بفهمند.
و از اين رو (بنقل محقّق بزرگ مرحوم آقاى نائينى) شيخ انصارى اعلى اللَّه مقامه در رساله عمليّه خود حكم فرموده به فسق كسى كه تعلّم مسائل مورد ابتلاء را ترك كند و در صدد ياد گرفتن آنها نباشد[٣].
در اعصار ائمّه طاهرين عليهم السلام عهدهدار بيان احكام الهى، خود امامان بودند و نيز اين موضوع به عهده اصحاب و شاگردان مخصوصى هم گذاشته مىشد مردان فاضل و مايهدار و با فضيلتى مانند زراره و محمد بن مسلم و ابو بصير و ابان بن تغلب، مسائل حلال و حرام و احكام دين را در اختيار مردم مىگذاشتند و خود ائمّه، مردم را به آنان ارجاع مىدادند.
چنانچه شعيب عقرقوفى مىگويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (ربّما احتجنا ان نسأل عن الشيء فمن نسأل؟ قال: عليك بالأسدي، يعنى ابا بصير)[٤].
چه بسا نياز پيدا مىكنيم كه در موردى پرسش كنيم حال از چه كسى بپرسيم؟ فرمود: بر تو باد به اسدى يعنى ابو بصير.
و نيز عبد اللَّه بن ابى يعفور مىگويد: (قلت لأبي عبد اللَّه عليه السّلام: انّه ليس كلّ ساعة ألقاك و لا يمكن القدوم و يجيء الرّجل من اصحابنا فيسألنى و ليس عندى كلّ ما يسألنى عنه فقال: ما يمنعك من محمد بن مسلم الثّقفى فانّه سمع من ابى و كان عنده وجيها)[٥].
[١] مدرك سابق ص ٢٢٨ و سفينه البحار مادّه شبب.
[٢] اصول كافى ج ١ ص ٣١ طبع جديد.
[٣] اجود التقريرات باب مقدّمه واجب ص ١٥٨.
[٤] وسائل الشّيعة باب ١١ از صفات قاضى ح ١٥.
[٥] ح ٢٣.