مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٠ - س ١٤
بالفراغ، امّا تقليد الميّت فمقتضى الاصل عدم جواز الاعتماد عليه.
س ١١
- هل الإجماع على عدم جواز تقليد الميّت مطلقا ابتداء تامّ، حتّى يكون معارضا لسيرة العقلاء؟ و على تقدير تماميّته و معارضته فايّهما يلزم ان يقدّم؟
ج
- استقرار السيرة على جواز تقليد الميّت ابتداء- و ان كان اعلم- غير تامّ فعدم جوازه ليس لقيام الدليل على خلافه بل لعدم الدليل على جواز الاكتفاء به و مع فرض تماميّة الاجماع و سيرة العقلاء لا شكّ فى تقدّم الاجماع على السيرة لأنّه دليل لردع الشارع عن متابعة السّيرة.
س ١٢
- شخصى پس از فوت آقاى بروجردى قدّس سرّه در مسأله بقا بر تقليد ميّت، از يكى از آقايان مراجع، تقليد كرده و اكنون فراموش نموده كه در آن وقت كدام يك از آنان را در نظر گرفته است ولى او را اجمالا بين چند نفر مىداند بنا بر اين تكليف او در صورتى كه همه ايشان در قيد حيات باشند چيست و اگر بعضى از آنان فوت نموده باشند وظيفه او چيست؟.
ج
- با فرض عدم تمكّن از تحصيل علم يا ظنّ به مرجع قبلى، فعلا مثل شخصى كه ابتداء مىخواهد تقليد كند، به مجتهد حيّ كه واجد شرائط تقليد باشد رجوع نمايد و با تعدّد و تساوى، مخيّر است به هر يك رجوع نمايد و فرق نيست كه مرجع قبلى مردّد بين احياء باشد يا بين احياء و اموات.
س ١٣
- اگر حضرت آية اللَّه به دليل عدم جواز تقليد از ميّت اشارتى فرمايند كمال بنده نوازى است.
ج
- نبودن دليل بر جواز تقليد، از ميّت با وجود مجتهد حىّ، كافى در عدم جواز آن است.
بقاء بر تقليد ميّت
س ١٤
- شخصى مقلّد مرحوم آية اللَّه بروجردى بوده پس از فوت ايشان به مرحوم آية اللَّه حكيم رجوع و بنا بر فتواى آن مرحوم به تقليد از مرحوم بروجردى باقى مانده پس از فوت مرحوم حكيم، توجّه به اين كه بايد به مجتهد حىّ مراجعه نمايد نداشته لذا تا كنون به تقليد آقاى بروجردى رحمة اللَّه عليه باقى مانده اكنون متوجّه شده كه بايد در مسأله بقاء بر تقليد ميّت مراجعه به حىّ نمايد با فرض اين كه مجتهد