مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٩١ - س ٣٦٨
فرضا اهل سنّت بگويند آيه، اختصاص به غنائم جنگى دارد، ليكن روايات از طريق اهل بيت متواتر است بر اين كه ارباح مكاسب و تجارات و كنوز و معادن و غوص نيز خمس دارد و آيه، بطور مسلّم، دلالت بر نفى خمس، در اشياء مذكوره ندارد و امّا مطلب دوّم: در تقسيم غنائم جنگى، بين اهل سنّت اختلاف است و اقوال آنها در اين موضوع، يا بدون مستند صحيح، و يا مخالف با قرآن مجيد است و قول شيعه، موافق با قرآن است زيرا سهم خدا و رسول و ذى القربى را كه امام عليه السّلام است مىدهند و نسبت به سهم يتامى و مساكين و ابن السّبيل نيز علاوه بر اين كه بر حسب روايات اهل بيت عليهم السّلام در تفسير آيه، مراد از ايتام و مساكين و ابناء السّبيل، بنى هاشم هستند، موافق با احتياط است زيرا يتامى و مساكين و ابن السّبيل، شامل بنى هاشم نيز هست و شيعه نسبت به سهم اين سه طايفه اخيره به اين قسم، عمل مىكنند و به اين سه طايفه از سادات، بمقدار حاجت مىدهند و ما بقى، امرش با امام و ولىّ وقت است و امّا مطلب سوّم: اين ايراد شما مبنى بر اين كه اين سه طايفه، را از سادات بدانيم يا ندانيم نيست زيرا در آيه خمس، صريحا ذوق القربى فرموده و در آيه ديگر هم فرموده قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى بهر حال منافات ندارد كه پيغمبر، اجرى از مردم غير از مودّت ذوى القربى نخواسته باشد و خداوند، براى ذوى القرباى او اين حكم را فرموده باشد نه از باب اجر رسالت بلكه به جهت حفظ شرافت انتساب به مقام نبوّت و عوض اين كه بر آنها زكوات را تحريم كرده است در اينجا دستور مقرّر است كه در حقيقت، ايتام و مساكين و ابن سبيل سادات، و در تقسيم، مقدّم باشند و با دقّت در مفاد اين دو آيه، معلوم مىشود كه با هم منافاتى ندارند و حكم، اجر رسالت نيست و امّا مطلب چهارم: شناختن سادات، يا به اين است كه شجره نامههاى معتبرهاى در دست داشته باشند يا اين كه در بين اهل محلّ و شهر خود به سيادت، معروف باشند.
س ٣٦٨
- چرا عدّهاى از مردم را سيّد مىگويند و سيّد به چه معنى است و به كسى كه از طرف مادر به حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىرسد هم سيّد مىگويند يا بايد از طرف پدر به آن حضرت برسد و هم چنين اولاد حضرت عبّاس و