ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٧ - رواياتى در مورد شان نزول آيه و ما رميت إذ رميت و لكن الله رمى
[رواياتى در مورد شان نزول آيه:(وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى)]
و در تفسير البرهان از ابن شهرآشوب از ثعلبى از ضحاك از عكرمه از ابن عباس نقل مىكند كه در ذيل جمله(وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ) گفته است: رسول خدا ٦ به على (ع) فرمود: مشتى ريگ به من بده، على (ع) مشتى ريگ به آن جناب داد، و او آن ريگها را بطرف لشكر قريش پاشيد، و احدى از ايشان نماند مگر اينكه چشمانش از آن ريگها پر شد[١].
مؤلف: اين روايت را الدر المنثور نيز از طبرانى و ابى الشيخ و ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده، و همچنين عياشى در تفسير خود حديث، ريگ دادن على (ع) به آن حضرت را از محمد بن كليب اسدى از پدرش از امام صادق (ع) و به نقلى ديگر از على (ع) روايت كرده است[٢].
و در الدر المنثور است كه ابن جرير از محمد بن قيس و محمد بن كعب (رضى اللَّه عنهما) روايت كرده كه گفتند: وقتى دو لشگر به يكديگر نزديك شدند رسول خدا ٦ مشتى خاك برگرفت و آن را بطرف دشمن پاشيد و فرمود: شاهت الوجوه- زشت باد صورتها خاك در چشمان همه ايشان فرو رفت و اصحاب رسول خدا ٦ مشغول كشتار ايشان شدند، و شكست خوردنشان بخاطر همان خاكى بود كه رسول خدا ٦ بطرف آنان پاشيد، و در اين باره خداوند آيه( وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ) ...(سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) را نازل كرد[٣].
مؤلف: منظور از نزول آيه، نزول آن بعد از اين واقعه است، و آيه شريفه قصه را نقل مىكند، نه اينكه نزولش در آن موقع بوده باشد، و اين معنا در روايات مربوط به شان نزول آيات شايع است، ابن هشام هم در سيره خود گفته است كه رسول خدا ٦ خاك بطرف مشركين پاشيد، و سپس اصحاب خود را فرمود تا حمله كنند، و همين سبب شد كه مشركين شكست بخورند.
و نيز در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، احمد، عبد بن حميد، نسايى، ابن جرير، ابن المنذر، ابن ابى حاتم، ابو الشيخ، ابن مردويه، ابن منده و حاكم- وى روايت را صحيح دانسته- و بيهقى در كتاب دلايل همگى از ابن شهاب از عبد اللَّه بن ثعلبة بن صغير روايت كردهاند كه گفت: وقتى دو لشكر يكديگر را تلاقى كردند ابو جهل گفت: بارالها هر كدام از
[١] البرهان ج ٢ ص ٧٠
[٢] تفسير عياشى ج ٢ ص ٥٢ ش ٣٢ و ٣٣ و الدر المنثور ج ٣ ص ١٧٥
[٣] الدر المنثور ج ٣ ص ١٧٥