ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٥ - خدشهاى كه صاحب المنار خواسته است بر يكى بودن نفس پيامبر
كه اين نص صريح، تاويلى را كه شيعيان از كلمه منى كرده و گفتهاند معنايش اين است كه نفس على مثل نفس رسول اللَّه ٦ است، و على مثل او بوده و از ساير صحابه افضل است باطل مىسازد[١].
رواياتى كه وى مىگويد طبرى و ديگران آوردهاند همان رواياتى است كه قبلا نقل كرده و گفته بود: احمد به سند حسن از انس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ آيات برائت را به ابى بكر داد و او را روانه كرد، و وقتى ابى بكر به ذى الحليفه رسيد پيامبر فرمود: اين رسالت را ابلاغ نمىكند مگر من و يا مردى از اهل بيتم و آن گاه آيات برائت را به على واگذار كرد و او را روانه ساخت.
و بر كسى پوشيده نيست كه اين روايت همان روايتى است كه ما قبلا آن را از انس نقل كرديم و در آن داشت: او رجل من اهلى و اين مقدار تفاوت در اهل من و اهل بيتم ناشى از اين است كه راويان حديث روايت را نقل به معنا كردهاند.
و اولين اشكالى كه به كلام صاحب المنار وارد است اينست كه جمله او رجل منى آن طور كه وى ادعا كرده كه تنها در روايات سدى آمده و آن را هم ضعيف دانسته، نيست، زيرا اصل و ريشه آن عبارت وحى است كه معظم روايات صحيح و زياد آن را اثبات نموده است، و روايتى كه دارد: من اهل بيتى و مشار اليه، آن را روايات زياد وانمود كرده فقط يك روايت است، آن هم روايت انس است كه تازه در نقل ديگرى به جاى من اهل بيتى در همان روايت نيز من اهلى آمده.
اشكال دومى كه به گفتار وى وارد است اين است كه همانطورى كه روشن شد روايت مذكور نقل به معنا شده، با اين وصف بخاطر بعض الفاظى كه در آن است صلاحيت ندارد بيشتر و معظم روايات صحيحى را كه شيعه و سنى در باره عبارت وحى اتفاق دارند، بوسيله آن تفسير كرد.
علاوه، اگر صحيح باشد كه عبارت او رجل منك و يا او رجل منى را كه گفتيم در معظم روايات آمده با عبارت رجل من اهل بيتى كه در يك روايت آنهم به يك نقل آمده تفسير كرد چرا صحيح نباشد اين دو دسته روايات به روايات ابى سعيد خدرى سابق كه داشت:
يا على انه لا يؤدى عنى الا انا او انت تفسير نمود؟.
و چرا نگوئيم كه همه آن تعبيرات يعنى: الا رجل منى و الا رجل منك و الا
[١] تفسير المنار ج ١٠ ص ١٦٤