ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤١ - رواياتى در ذيل آيات مربوط به جنگ بدر
و در تفسير قمى دارد كه امام در ذيل جمله(لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ) فرمود: يعنى تا آنكه باقى ماندگان بدانند خداوند پيغمبر را يارى كرد[١].
و در الدر المنثور در تفسير جمله(وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ) مىگويد كه ابن ابى شيبه و ابن جرير و ابو الشيخ و ابن مردويه از ابن مسعود روايت كردهاند كه گفت:
لشكر كفار در روز بدر به نظر ما كم آمدند، حتى من به يك نفر كه پهلويم بود گفتم به نظر تو هفتاد نفر هستند؟ گفت: نه بلكه صد نفر مىشوند[٢].
و نيز در تفسير جمله(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ ...) دارد كه حاكم- وى روايت را صحيح دانسته- از ابى موسى روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ آواز را در جنگ كراهت مىداشت[٣].
و نيز مىنويسد: ابن ابى شيبه از نعمان بن مقرن روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ وقتى كه جنگ مىشد در اول روز، جنگ نمىكرد، و جنگ را تا موقع ظهر تاخير مىانداخت، و وقتى مشغول مىشد بادها مىوزيد و نصرت خدا نازل مىشد[٤].
و در تفسير برهان در ذيل آيه(وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ ...) به سند خود از يحيى بن حسن بن فرات روايت كرده كه گفت: ابو المقدم ثعلبة بن زيد انصارى براى ما حديث كرد و گفت: من از جابر بن عبد اللَّه بن حرام انصارى (رحمة اللَّه عليه) شنيدم كه مىگفت: شيطان در چهار صورت مجسم شد: در روز جنگ بدر به صورت سراقة بن مالك بن جشعم مدلجى درآمد و به قريش گفت:(لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ).
و در روز عقبه به صورت منبه بن حجاج مجسم شده و ندا در داد كه: محمد و بىدينانى كه همراه اويند در عقبه هستند بشتابيد و به آنان برسيد. رسول خدا ٦ به انصار فرمود: نترسيد كه صداى ابليس از خودش تجاوز نمىكند و كسى آن را نمىشنود.
و در روزى كه قريش در دار الندوه اجتماع كرده بودند به صورت پيرى از اهل نجد درآمد و در كار ايشان كمك فكرى كرد، و خداوند اين آيه را در حقش نازل فرمود:(وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ).
[١] تفسير قمى ج ١ ص ٢٧٨
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور ج ٣ ص ١٨٩
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور ج ٣ ص ١٨٩
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤) الدر المنثور ج ٣ ص ١٨٩