ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٥ - نقد و بررسى استدلال به آيه غار بر فضيلت ابو بكر
روايات صحيحى كه درباره داستان مذكور وارد شده، نسبت به روايت فوق سوء ظن مىآورد، براى اينكه آياتى كه در مقام مذمت مؤمنين (و يا به تعبير اين روايت در مقام مذمت عموم مردم) است، و آيه غار هم در جمله(إِلَّا تَنْصُرُوهُ) بدان اشاره دارد و اول همه آنها آيه(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ) مىباشد و نيز نقل قطعى، ثابت مىكنند كه تثاقل از عموم مؤمنين نبود، بلكه پارهاى از مؤمنين دعوت و امر رسول خدا ٦ را نسبت به كوچ كردن براى جهاد پذيرفته و بى درنگ حركت كردند، و عدهاى از مردم مؤمن و منافق تثاقل ورزيدند.
بهمين دليل خطاب در(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) هم، كه تمامى مؤمنين را شامل است و همچنين مذمتى كه دنبال آن است مخصوص عدهاى از مؤمنين خواهد بود، و خطاب عمومى آن از قبيل خطابات عمومى ديگرى است كه مربوط به بعضى از مخاطبين است، مانند خطابى كه در آيه(فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ)[١] به عموم يهود شده، در حالى كه همه افراد يهود انبياء را نكشتند و همچنين امثال آن در قرآن بسيار آمده است.
و بنا بر اين بيان، دلالت آيه بر اينكه در روز غار جز خدا كسى پيغمبر را يارى نكرده دلالتى است قطعى.
و اين معنا خود بهترين شاهد است بر اينكه ضميرهايى كه در بقيه جملات آيه يعنى در جملات:(فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا) هست همه به پيغمبر برمىگردد. و جملات مذكور در مقام بيان اين جهتند كه خداى تعالى به تنهايى قائم است به نصرت او، نصرتى عزيز و غيبى، نصرتى كه احدى از مردم در آن دخالت ندارد، و آن عبارتست از فرستادن سكينت بر وى و تاييد او بجنودى غايب از ديدگان، و بالا دست قرار دادن كلمه حق و زير دست كردن كلمه باطل، و اينكه خدا مقتدرى است شايستهكار.
از مساله نصرت و يارى كه بگذريم فضيلت ديگرى كه ممكن است فضيلت شمرده شود و انگشت روى آن گذاشته شود اين است كه بگويند كلمه(ثانِيَ اثْنَيْنِ) و همچنين كلمه لصاحبه دلالت دارد بر اينكه وى رفيق راه و يار غار رسول خدا ٦ بوده.
و ما نخست تسليم مىشويم كه بودن دو نفر كه يكى از آن دو رسول خدا ٦ است و همچنين همنشين بودن با آن جناب خود يكى از مفاخر و فضائل است.
[١] پس چرا انبياء خدا را مىكشيد. سوره بقره آيه ٩١