ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠ - پنج صفت براى مؤمنين حقيقى
غير ايشان اختصاص داده تا در آن تصرف نمايند.
دقت در اين بيان اين معنا را هم روشن مىكند كه تعبير از غنائم به انفال كه جمع نفل و به معناى زيادى است، اشاره است به علت حكم از طريق بيان موضوع اعم آن، گويا: فرموده است: از تو مساله غنائم را مىپرسند كه عبارت است از زيادتى كه در ميان مردم كسى مالك آن نيست، و چون چنين است در جوابشان حكم مطلق زيادات و انفال را بيان كن و بگو: همه انفال (نه تنها غنائم) از آن خدا و رسول او است و لازمه قهريش اين است كه غنيمت هم از آن خدا و رسول باشد.
و چه بسا به همين بيان اين معنا تاييد شود كه الف و لام در لفظ الانفال اولى، الف و لام عهد و در الانفال دومى براى جنس و يا براى استغراق بوده باشد، و روشن شود سر اينكه چرا فرمود:(قُلِ الْأَنْفالُ) و نفرمود: قل هى للَّه و الرسول- بگو آن براى خدا و رسول است .
و نيز به اين بيان روشن مىشود كه جمله(قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ) يك حكم عمومى را متضمن است كه به عموم خود، هم غنيمت را شامل مىشود، و هم ساير اموال زيادى در جامعه را، از قبيل سرزمينهاى تخليه شده و دهات متروكه و قله كوهها و بستر رودخانهها و خالصهجات پادشاهان و اموال اشخاص بى وارث، و از همه اين انواع تنها غنيمت جنگى متعلق به جهاد كنندگان به دستور پيغمبر است، و ما بقى در تحت ملكيت خدا و رسول او باقى است.
اين آن معنايى است كه دقت در آيات كريمه فوق آن را افاده مىكند، و ليكن مفسرين در باره آنها حرفهاى ديگرى زدهاند كه نقل آنها و اشكال و نقض در آنها فائدهاى ندارد، و خواننده خود مىتواند براى اطلاع از آن اقوال به تفاسير مطول مراجعه نمايد.
[پنج صفت براى مؤمنين حقيقى]
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ...) اين دو آيه و آيه بعدى آنها خصائص و امتيازات مردانى را كه به معناى حقيقى كلمه، مؤمن هستند بيان نموده و اوصاف كريمه و ثواب جزيلشان را برمىشمارد تا بدين وسيله جمله سابق را كه فرموده بود:(فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ) تاكيد نمايد.
و از ميان همه صفات ايشان، پنج صفت را انتخاب نموده و در اين آيه ذكر كرده است و اين پنج صفت، صفاتى هستند كه داشتن آن مستلزم داشتن تمامى صفات نيك و ملازم با دارا بودن حقيقت ايمان است، صفاتى است كه اگر خود انسان در آنها تامل و دقت كند خواهد ديد كه داشتن آن، نفس را براى تقوا و اصلاح ذات بين و اطاعت خدا و رسول آماده مىسازد.
و آن صفات عبارت است از: ١- ترسيدن و تكان خوردن دل در هنگام ذكر خدا، ٢- زياد