ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٩ - چند روايت در مورد بكائين(چند نفرى كه به سبب نداشتن مركب براى حضور يافتن در جنگ بسيار گريستند)
كفشى مىخواستند كه بپوشند[١].
و در معانى الاخبار به سند خود از ثعلبه از برخى از راويان شيعه از امام صادق (ع) روايت كرده كه در تفسير آيه(عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ) فرموده است: مقصود از غيب آن امورى است كه واقع نشده و مقصود از شهادت آنهايى است كه واقع شده است[٢].
مؤلف: اين روايت از باب نشان دادن و انگشت نهادن بر نمونه و مصداق است در حالى كه لفظ آيه اعم است.
و در تفسير قمى دارد كه: وقتى رسول خدا ٦ از تبوك آمد اصحاب با ايمانش متعرض منافقين شده، آنها را اذيت مىكردند، پس خداوند اين آيه را فرستاد:
(سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ) تا آخر دو آيه[٣].
و در مجمع البيان آمده كه بعضى گفتهاند: اين آيات در باره جد بن قيس و معتب بن قشير و اصحاب آن دو از ساير منافقين نازل شده، و آنها هشتاد نفر بودند، و چون رسول خدا ٦ از تبوك بيامد و وارد مدينه شد، فرمود: با ايشان نشست و برخاست نكنيد و با آنان همكلام مشويد- نقل از ابن عباس-[٤].
[١] تفسير قمى ج ١ ص ٢٩٣
[٢] معانى الاخبار ص ١٤٦
[٣] تفسير قمى ج ١ ص ٣٠٢
[٤] مجمع البيان ج ٥ ص ٦١