ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٢ - جواب دوم به منافقين قل هل تربصون بنا إلا إحدى الحسنيين
به رسيدن به حسنه خوشحال و در برابر مصيبت اندوهناك نمىگردد.
و همچنين نسبت به آنچه كه به دشمن انسان مىرسد، نبايد خوشحال و بد حال گردد، و اين از نادانى و جهل به مقام پروردگار است كه وقتى دشمن انسان موفقيتى بدست آورد ناراحت شود، و وقتى او مبتلا و گرفتار مىگردد وى خوشحال شود، زيرا دشمن او هم از خود اختيارى ندارد. اين آن جواب اولى بود كه گفتيم خداى تعالى به كفار و منافقين در برابر خوشحاليشان از شكست مسلمانان و بد حاليشان از پيروزى آنان داده است.
و ظاهر كلام بعضى از مفسرين[١] اين است كه كلمه مولى در آيه به معناى ناصر است. و همچنين از ظاهر كلام بعضى ديگر برمىآيد كه جمله(وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) جملهاى است مستانف و غير مربوط بما قبل، كه خداى تعالى مؤمنين را در آن، امر به توكل مىكند. و ليكن سياقى كه اين دو آيه دارد و بر همه مشهود است با اين دو حرف نمىسازد.
[جواب دوم به منافقين:(قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ)]
(قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ ...) مقصود از (حسنيين) حسنه و مصيبت است به دلالت اينكه در آيه اول حكايت مىكرد كه منافقين از اينكه به رسول خدا ٦ خيرى برسد ناراحت مىشدند، و از اينكه به آن جناب شر و مصيبت برسد خوشحال مىگرديدند، و مىگفتند خوب شد ما قبلا حواسمان را جمع كرده بوديم، و خود را دچار اين ناملايمات نساختيم. چون از اين كلام بر مىآيد كه منافقين در حال انتظار بودند كه ببينند بر سر مسلمانان چه مىآيد، آيا شكست مىخورند و يا پيروز مىشوند پس معلوم مىشود(إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ) در آيه يكى از آن دو پيش آمد است كه منافقان در انتظارش بودند.
خواهى گفت چطور قرآن كريم مصيبت را هم حسنه خوانده و آن را با حسنه حسنيين ناميده؟ در جواب مىگوييم: از نظر دينى حسنه و مصيبت هر دو حسنهاند، چون اگر حسنه، حسنه است براى اين است كه پيروزى و غنيمت در دنيا و اجر عظيم در آخرت است و اگر مصيبت حسنه است آنهم براى اين است كه شكست خوردن و كشته شدن و هر رنج و محنت ديگرى كه به انسان برسد مورد رضاى خدا و باعث اجرى ابدى و سرمدى است، پس هر دو حسنهاند.
و معناى آيه اين است كه: ما و شما هر يك منتظر عذاب و گرفتارى طرف مقابل خود هستيم، با تفاوت اينكه آن عذاب و گرفتارى كه شما براى ما آن را آرزو مىكنيد در حقيقت
[١] تفسير طبرى ج ١٠ ص ١٠٥