ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٢ - سخن صاحب المنار در مورد روايات مربوط به شان نزول آيه شريفه و نقد و رد آن و اشاره به كيفيت استناد به رواياتى كه راجع به قرآن كريم است و متعرض حكم شرعى نمىباشد
و همچنين مقايسهاى كه در روايت ابن سيرين آمده، ميان سقايت و عمارت بوده با هجرت، و ملحق شدن به رسول خدا ٦ و لوازم آن، كه عبارتست از جهاد و اعمال دينى شريف ديگر، چون در آن دارد: على (ع) عباس را دعوت به هجرت و پيوستن به رسول خدا ٦ كرد، و عباس جواب داد كه عمارت مسجد الحرام و پردهدارى كعبه را بگردن دارد.
و اين معنا را ابن مردويه هم از شعبى نقل كرده، و در نقل وى دارد: عباس به على گفت: اگر تو پسر عموى پيغمبرى من عموى اويم، به اضافه اينكه من سقايت حاج و عمارت مسجد الحرام را هم دارم، پس خدا آيه(أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ ...) را نازل كرد[١].
و نيز همين معنا را ابن ابى شيبه، ابو الشيخ و ابن مردويه از عبد اللَّه بن عبيده نقل كردهاند، و در آن دارد كه: عباس به على گفت: آيا من در كارى بهتر از هجرت نيستم؟ آيا اين من نيستم كه حاجيان را سقايت و مسجد الحرام را تعمير مىكنم؟ پس بدنبال اين گفتگو آيه مورد بحث نازل شد[٢].
بهر حال، آن چيزى كه اين روايت نيز در صدد بيان آن است مقايسه بين سقايت حاج و عمارت مسجد و بين هجرت و آثار مترتب بر آن مىباشد، از آن چيزهايى كه مستلزم ملحق شدن به پيغمبر است مانند جهاد كه از قبيل اعمال شريف دينى است.
و همچنين روايت قرظى و روايات ديگرى كه در آن معنا وارد شده، مانند آن روايتى كه حاكم آن را صحيح دانسته، و روايتى كه عبد الرزاق از حسن نقل كرده كه گفته است: آيه در باره عباس و على (ع) و عثمان و شيبه نازل شده و همچنين روايت نعمانى كه گذشت، همه ظاهر در اين هستند كه نزاع در آنها در افضليت سقايت و عمارت و ايمان و جهاد بوده، با اين حال چه مزيتى در روايت نعمان بن بشير هست كه صاحب المنار از ميان همه اين روايات فقط آن را موافق كتاب دانسته؟
و ثانيا اينكه گفت: موضوع مفاخره از يك طرف اعمال نيكى بوده كه هم آسان و هم لذت بخش بوده، مانند سقايت و پردهدارى، و از طرف ديگر اعمال نيكى بوده دشوار، مانند ايمان و مهاجرت و جهاد با مدلول آيات سازگار نيست، زيرا آيات همانطورى كه گفتيم، دلالت دارد بر اينكه مقايسه و مفاخره نامبردگان در ميان اعمال خالى از روح ايمان و اعمال زنده به روح ايمان بوده، مانند هجرت و جهاد از روى ايمان به خدا و روز جزا، و بنا بر اين ديگر
[١] ( ١ و ٢) الدر المنثور ج ٣ ص ٢١٨
[٢] ( ١ و ٢) الدر المنثور ج ٣ ص ٢١٨