ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٥ - وجه اينكه توبه(بازگشت) خدا به پيامبر
علاوه بر اينكه در آيه اولى بطور وضوح دلالت مىكند بر اينكه رسول خدا ٦ در اين داستان گناه و انحرافى نداشته، و حتى نيت انحراف هم نكرده، چون آيه شريفه مهاجرين و انصار را مدح مىكند به اينكه از رسول خدا ٦ پيروى و به وى اقتداء كردند، و اگر خود آن حضرت منحرف مىشد و يا خيال انحراف را مىكرد كه ديگر معنى نداشت مقتدى و امام ايشان قرار گيرد، و پيروانش مدح و ستايش شوند، و اگر نكتهاى كه ما گفتيم در كار نبود، هيچ جهت نداشت كه آن جناب را با مهاجرين و انصار ذكر كند.
پس، برگشت معناى آيه به اين است كه: خداوند قسم خورده به اينكه به رحمت خود به رسول خدا ٦ و مهاجرين و انصار و آن سه كس كه تخلف كرده بودند بازگشت كند، اما بازگشتنش بر مهاجرين و انصار براى اين بود كه ايشان در ساعت عسرت دست از رسول خدا ٦ برنداشتند، و مقصود از ساعت عسرت همان ايامى است كه رسول خدا ٦ بسوى تبوك حركت مىكرد. در ابتدا دل بعضى از مهاجرين و انصار دچار كمى لغزش گرديد، و از حق گريزان شد، و چون دنباله آن لغزش را نگرفته و به هواى نفس گوش نداده، حركت كردند، خداوند از ايشان گذشت، كه او به ايشان رؤوف و مهربان است.
و اما بازگشت خدا به آن سه نفر، از اين قرار بود كه وقتى كارشان به سختى كشيد و زمين با همه وسعتش برايشان تنگ شد، و ديدند كه احدى از مردم با ايشان حرف نمىزنند و سلام و عليك نمىكنند، و حتى زن و فرزندشان هم با ايشان حرف نمىزنند، و خلاصه يك نفر انسان كه با آنها انس بگيرد وجود ندارد، و هر كه هست مامور به خوددارى از سلام و كلام است، آن وقت تعيين كردند كه جز خدا و توبه به درگاه او ديگر پناهگاهى نيست، و چون چنين شد، خداوند نيز با رحمت خود به ايشان بازگشت فرمود، تا ايشان توبه كنند و او قبول فرمايد كه او كه همانا او تواب- بسيار به بندگانش بازگشت مىكند تا به ايشان ترحم نموده، براى توبه كردن هدايت نموده و براى توبه توفيقشان مىدهد، و آن گاه توبهشان را مىپذيرد- و نسبت به مؤمنين رحيم و مهربان است.
از اين معنايى كه ما كرديم روشن شد كه اولا مقصود از توبه بر رسول خدا ٦ صرف بازگشت خدا بسوى اوست برحمت خودش، و مقصود از بازگشت نمودن به رحمت، بازگشت به امت اوست به رحمت، پس در حقيقت توبه بر رسول خدا ٦ توبه بر امت او است، و او واسطه در نازل شدن رحمت خدا و خيرات و بركات بسوى امتش است.