ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٤ - بحث روايتى رواياتى در مورد بناى مسجد ضرار و نزول آيات مربوطه، سازندگان آن مسجد و كسانى كه به دستور پيامبر
از منزل آتشى بياورم، پس به درون خانه خويش شده آتشى بياورد و به سقف مسجد كه از شاخ و برگ خرما پوشيده بود افكند، همچنين سوختنىهاى داخل مسجد را آتش بزد و مردم آن مسجد متفرق شدند، و زيد بن حارثه هم چنان نشست تا مسجد به كلى بسوخت، آن گاه دستور داد تا چهار ديوارش را خراب كردند[٧٤٢].
و اين قصه به طرق بسيارى از طرق اهل سنت وارد شده، و روايات همه، مضمونشان قريب به هم نقل شده، جز اينكه در اسامى افرادى كه مامور به تخريب مسجد شدهاند اختلاف دارند.
و در الدر المنثور است كه ابن منذر و ابن ابى حاتم از ابن اسحاق روايت كردهاند كه گفت: اشخاصى كه مسجد ضرار را ساختند دوازده نفر بودند به نامهاى: ١- خذام بن خالد بن عبيد بن زيد ٢- ثعلبة بن حاطب ٣- هلال بن اميه ٤- معتب بن قشير ٥- ابو حبيبة بن ازعر ٦- عباد بن حنيف ٧- جارية بن عامر ٨ و ٩- و دو پسرانش مجمع و زيد ١٠- نبتل بن حارث ١١- بخدج بن عثمان[٧٤٢] ١٢- وديعة بن ثابت[٧٤٢].
و در مجمع البيان در تفسير جمله(وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ) گفته است: اين جمله در شان ابو عامر راهب است، و از جمله داستانش اين بوده كه وى در ايام جاهليت به رهبانيت درآمده، لباس خشن به تن مىكرد، و چون در مدينه خدمت رسول خدا ٦ رسيد نسبت به وضع آن جناب حسد برد و شروع كرد عليه آن حضرت تحريك كردن، و آن گاه بعد از فتح مكه بسوى طائف گريخت و پس از آنكه اهل طائف مسلمان شدند به شام گريخت و از آنجا به روم رفت و به كيش نصرانيت درآمد، و اين مرد پدر حنظله غسيل الملائكه است، كه در جنگ احد در حالى كه جنب بود در ركاب رسول خدا ٦ شهيد شد و ملائكه او را غسل دادند.
رسول خدا ٦ ابو عامر را فاسق ناميد، او از شام به منافقين پيغام فرستاده بود كه خود را آماده كنند، و مسجدى بسازند كه من نزد قيصر مىروم و از او لشكرى گرفته بسوى شما خواهم آمد و محمد را از مدينه بيرون خواهيم كرد، به همين جهت اين عده از منافقين منتظر آمدن ابو عامر بودند، ولى او قبل از رفتن نزد قيصر مرد[٧٤٢].