ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩١ - بحث روايتى
(وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ) فرموده: بعضى از خويشاوندان در ارث بردن اولاى از بعضى ديگرند، چون به ميت نزديكترند، و هر كه به ميت نزديكتر است در ارث بردن سزاوارتر است. آن گاه امام (ع) فرمود: مادر ميت و برادر و خواهر مادريش و پسرش اولى و نزديكترند به او، آيا مادر به ميت نزديكتر از برادران و خواهرانش نيست[١].
و نيز در همين كتاب از ابن سنان از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرمود:
وقتى كه عثمان بن عفان با على بن ابى طالب (ع) در ارث مردى كه مىميرد و داراى عصبه نيست و ليكن خويشاوندى دارد كه از او ارث نمىبرند اختلاف كردند، و عثمان گفت ميان خويشاوند فريضهاى نيست. حضرت در پاسخش فرمود: ارثش مال خويشاوندش است، براى اينكه خداى تعالى مىفرمايد:(وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ) عثمان گفت: من ميراثش را به بيت المال مسلمين مىدهم، و احدى از خويشاوندانش ارث نمىبرند[٢].
مؤلف: روايات وارده از ائمه اهل بيت (ع) در اينكه قول به عصبه باطل است و استنادشان به آيه مزبور بسيار است.
و در الدر المنثور است كه طيالسى، طبرانى، ابو الشيخ و ابن مردويه از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ ميان اصحابش عقد اخوت برقرار نمود، و بعضى از ايشان از بعضى ديگر ارث بردند، تا آنكه آيه(وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ) نازل شد، و از آن ببعد اين نوع ارث بردن را ترك كردند، و تنها به ملاك نسب از يكديگر ارث مىبردند[٣].
و در كتاب معانى الاخبار به سند خود بطور رفع از موسى بن جعفر (ع) روايت مىكند كه در آن مناظرهاى كه با هارون كردند، هارون عرض كرد: پس به چه مناسبت ادعا مىكنيد كه از رسول خدا ٦ ارث بردهايد، با اينكه با بودن عمو پسر عمو ارث نمىبرد، و رسول خدا ٦ در موقعى كه از دنيا مىرفت ابو طالب قبلا از دنيا رفته بود، و عمويش عباس زنده بود و با زنده بودن عباس على (ع) ارث نمىبرد- تا آنجا كه امام مىفرمايد به او گفتم: رسول خدا ٦ به كسى كه مهاجرت نكرده بود ارث
[١] تفسير عياشى ج ٢ ص ٧٢ ش ٨٦
[٢] تفسير عياشى ج ٢ ص ٧١ ش ٨٤
[٣] الدر المنثور ج ٣ ص ٢٠٧