ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٢ - مقتضاى اينكه پيغمبر
مستحق و سزاوار عذاب بودند، و علاوه بر شركشان جرم ديگرى داشتند و آن اين بود كه مؤمنين را از زيارت خانه خدا جلوگيرى مىكردند.
و اين نوع ترقى دادن مطلب با اثبات عذاب مناسبتر است، نه با نفى آن.
و اگر منظور از عذابى كه نفى مىكند كشته شدن و امثال آن باشد ناسازگارى جمله(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ) و جمله(فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ) با جمله(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ ...)، روشنتر و واضحتر مىشود.
و چه بسا بعضى از مفسرين كه آيه شريفه را به اين معنا گرفته و آن را توجيه كردهاند به اينكه منظور از جمله(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ) عذاب اهل مكه در قبل از هجرت است و منظور از جمله(وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ) عذاب تمامى مردم بعد از هجرت رسول خدا ٦ به مدينه و ايمان آوردن و استغفار عدهاى از ايشان است، و لذا بعضى گفتهاند: صدر آيه قبل از هجرت نازل شده و ذيل آن بعد از هجرت.
و اين توجيه فسادش روشن است، براى اينكه رسول خدا ٦ در روزهاى قبل از هجرت كه در مكه و در ميان مشركين قريش مىزيست عدهاى از كسانى كه به خدا ايمان آورده و او را استغفار مىكردند با آن حضرت بودند، و در بعد از هجرت هم باز آن حضرت در ميان مردم بوده با اينحال چه معنا دارد كه صدر آيه را به جمله(وَ أَنْتَ فِيهِمْ) اختصاص داده و ذيل آن را به جمله(وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ) اختصاص دهيم؟
و اگر هم فرض كنيم كه معناى آيه اين است كه خداوند اين امت را ما دام كه تو در ميان آنان هستى به بركت وجود تو و بعد از درگذشت تو به بركت استغفار به عذاب استيصال عذاب نمىكند آن وقت علاوه بر اشكال قبلى با دو آيه بعدى كه مىفرمايد:(وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ ...) جور درنمىآيد.
پس، از همه مطالبى كه گذشت- و خيلى هم طولانى بود- به دست آمد كه اين دو آيه يعنى آيه(وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ) تا آخر آيه بعدش با آيات سابقه و لاحقهاش كه كلام در آنها عليه كفار قريش است در يك سياق نيست، و خلاصه اين دو آيه با آيات قبل و بعدش نازل نشده.
آنچه كه قريب به ذهن مىرسد اينكه گفتار و جوابى را كه خداوند در آيه مورد بحث يعنى آيه(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ) حكايت كرده مربوط به مشركين نباشد، و گويا كلامى است كه از برخى اهل كتاب و يا بعضى از كسانى كه ايمان آورده و سپس مرتد شدهاند صادر شده.
و با اين احتمال بعضى از رواياتى كه مىگويد قائل اين كلام حارث بن نعمان فهرى است تاييد مىشود، و ما روايت را در سابق در ذيل آيه شريفه( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ)