ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٣ - چند روايت در ذيل آيه مربوط به زكات
هم اين معنا را به گوش همه رسانيد، و در خاتمه اعلام داشت كه خدا از غير اين چند چيز زكات نمىخواهد.
آن گاه مىگويد: بر ساير اموالشان زكاتى مقرر نكرد تا آنكه يك سال گذشت، مردم رمضان بعدى را روزه گرفتند و افطار كردند، پس آن گاه مناديش را فرمود تا ندا در دهد: اى گروه مسلمين! زكات اموالتان را بدهيد تا نمازهايتان قبول شود، آن گاه مامورين وصول را روانه كرد تا زكات و ماليات اراضى را جمع كنند[٧٤٢].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، بخارى، مسلم، ابو داود، نسايى، ابن ماجه و ابن مردويه از عبد اللَّه بن ابى اوفى روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ وقتى صدقهاى برايش مىآوردند مىگفت: بارالها درود فرست بر فلان قبيله، پس پدرم صدقه خود را نزد آن جناب برد، حضرت گفت: بارالها درود فرست بر آل ابى اوفى[٧٤٢].
و در تفسير برهان از صدوق نقل كرده كه وى به سند خود از سليمان بن مهران از امام صادق (ع) روايت كرده كه در ذيل آيه(وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ) فرمود: خداوند زكات را از اهلش مىگيرد، و به ايشان اجر و ثواب مىدهد[٧٤٢].
و در تفسير عياشى از مالك بن عطيه از امام صادق (ع) نقل شده كه فرموده:
امام على بن حسين (ع) فرمود: من ضمانت مىكنم كه صدقهاى كه بدست بنده خدا داده مىشود پيش از او بدست خود خدا مىرسد، چون خود او فرموده:(هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ)[٧٤٢].
مؤلف: و در اين معنا روايات ديگرى از رسول خدا ٦ و على بن ابى طالب و امام محمد باقر و امام صادق (ع) نقل شده است.
و در بصائر الدرجات به سند خود از محمد بن مسلم از امام باقر (ع) روايت كرده كه گفت: من از آن جناب پرسيدم آيا اعمال بر رسول خدا ٦ هم عرضه مىشود؟ فرمود: هيچ شكى در آن نيست. سپس اضافه فرمود: مگر نخواندهاى:(اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ)، آرى براى خدا گواهانى هست در ميان خلقش[٧٤٢].