ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١١ - مقصود از عذاب كردن منافقين در دو نوبت(سنعذبهم مرتين) چيست؟
آن مقيد به زمان خاصى است و ممكن است فرض شود كه بعد از آن زمان خداوند خشم بگيرد.
(وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ...) حول هر چيز به معناى مكان مجاور و اطراف آن است، اين لفظ مانند قبل و بعد ظرف است، و كلمه مرد به معناى سركشى و بيرون شدن از اطاعت، و تمرين و ممارست شر است، و معناى دوم با جمله(مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ) مناسبتر است، چون معناى آن چنين مىشود: آنها بر مساله نفاق تمرين و ممارست كردهاند، به حدى كه ديگر عادتشان شده است.
و معناى آيه چنين است: از جمله اعرابى كه در پيرامون شما هستند منافقين هستند كه در كار نفاق تمرين كردهاند، و همچنين از اهل مدينه هم منافقين هستند كه بر نفاق عادت كردهاند، و تو اى محمد ايشان را نمىشناسى، ما مىشناسيمشان و بزودى در دو نوبت عذابشان مىكنيم، آن گاه بسوى عذاب بزرگ باز خواهند گشت.
[مقصود از عذاب كردن منافقين در دو نوبت(سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ) چيست؟]
مفسرين در اينكه مقصود از عذاب در دو نوبت چيست اختلاف كردهاند، بعضى گفتهاند معنايش اين است كه يك مرتبه در دنيا به اسير شدن و كشته شدن و بار ديگر در قبر عذابشان مىكنيم. ديگران گفتهاند: يك بار در دنيا با گرفتن زكات و بار ديگر در آخرت به عذاب قبر. بعضى ديگر گفتهاند در دو نوبت مبتلايشان مىكنيم به گرسنگى. بعضى ديگر گفتهاند يك بار در هنگام احتضار و بار ديگر در قبر. ديگرى گفته است يك بار با اقامه حدود، و يك بار هم به عذاب قبر. بعضى[٧٤٢] ديگر گفتهاند يك نوبت به رسوايى در دنيا، و نوبتى ديگر به عذاب در قبر. عدهاى ديگر وجوه ديگرى گفتهاند كه بر هيچ يك از آنها دليلى در دست نيست، و اگر ناگزير باشيم يكى از آنها را اختيار كنيم باز همان وجه اول از همه وجوه بهتر است.
(وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً ...) و يعنى از اعراب جماعت ديگرى هستند كه مانند آن دسته منافق نيستند، و ليكن اعتراف به گناه خود دارند، اينان اعمالشان از نيك و بد مخلوط است، يك عمل نيك مىكنند يك عمل زشت مرتكب مىشوند، و اميد مىرود كه خداوند از گناهشان درگذرد، كه خدا آمرزنده مهربان است.
در اينكه فرمود: (عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ-) اميد مىرود كه خداوند از گناهشان در گذرد منظور اين بوده كه اميد را در دل آنها رخنه دهد تا يكسره از رحمت خدا مايوس نگردند، بلكه در ميان خوف و رجاء باشند، شايد جانب رجاءشان قوىتر شود، چون جمله( إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ)