ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٧ - خدشهاى كه صاحب المنار خواسته است بر يكى بودن نفس پيامبر
اشكال چهارم اينكه، وى در بحث خود از روايات داله بر اينكه اهل بيت رسول خدا ٦ على و فاطمه و حسنين بوده و نه غير، اسمى نبرده، و به روى خود نياورده كه اصلا چنين اخبارى هم در مساله وجود دارد، و حال آنكه اين روايات همه صحيحه و علاوه بالغ به حد تواتر است، و ما بعضى از آنها را در تفسير آيه مباهله ايراد كرديم، و قسمت عمده آنها را بزودى در بحث از آيه تطهير ايراد خواهيم نمود- ان شاء اللَّه-.
و از آنجايى كه آن روز در ميان اهل بيت غير از على (ع) مردى نبوده قهرا برگشت معناى كلمه مردى به همان حضرت خواهد بود، و در نتيجه برگشت اين اشكال به همان اشكال قبلى خواهد شد كه گفتيم همه آن تعبيرات به فرضى كه صحيح باشد كنايه از على (ع) است.
و اما اينكه احتمال داد كه مقصود از اهل بيت عموم اقرباى آن حضرت از بنى هاشم يا بنى هاشم و زنان آن حضرت باشند، و در نتيجه كلمه وحى يك كلام عادى باشد و نخواهد مزيتى را براى شخص معينى اثبات كند، و قهرا برگشت معنا به اين باشد كه هيچ رسالتى را از من نمىرساند مگر يكى از بنى هاشم اين براى اين است كه آقايان اهل سنت غالبا بحثهاى لفظى را با ابحاث معنوى و همچنين مطالب دينى را با نظريات اجتماعى خلط مىكنند، و در تشخيص مفهوم اين قبيل الفاظ به نظريات عرف لغويين مراجعه مىكنند، بدون اينكه نسبت به نظر شرع توجهى بنمايند. مثلا در معناى كلمه ابن و كلمه بنت نخست بحثشان چنين است كه براى تشخيص اينكه آيا پسر دختر هم پسر آدمى حساب مىشود يا نه بايد به لغت مراجعه كرد. بايد ديد آيا كلمه پسر بحسب وضع لغوى بر پسر دختر هم صادق است يا نه.
و از همه اينها عجيبتر آن قسمت از گفتار صاحب المنار است كه گفت: اين نص صريح باطل مىسازد تاويل كلمه منى را چون بطورى كه از سياق گفتارش برمىآيد مقصودش از نص صريح همان كلمه من اهل بيتى است كه خواسته است بگويد اين كلمه صراحت دارد در اينكه منظور از رجل منى يك مرد از بنى هاشم است.
و ما نفهميديم كلمه اهل بيت چه نصوصيت و صراحتى در بنى هاشم دارد، آنهم با آن همه رواياتى كه در معناى كلمه مذكور وارد شده و همه مىگويند اهل بيت عبارتند از على و فاطمه و حسين. علاوه، بر فرض كه كلمه اهل بيت به معناى بنى هاشم باشد آن وقت صاحب المنار چه مىگويد در آن رواياتى كه داشت: منى- مردى از من آيا كلمه از من را هم به بنى هاشم معنا مىكند!!.
و در تفسير عياشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از حضرت ابى جعفر و ابى-