ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٦ - خدشهاى كه صاحب المنار خواسته است بر يكى بودن نفس پيامبر
رجل من اهلى و الا رجل من اهل بيتى همه كنايه از شخص على (ع) است، يكى مىگويد: على از نفس رسول خدا ٦ است. ديگرى مىگويد: اهل او است. سومى مىگويد: اهل بيت او است. لا جرم كسى كه معظم روايات را با يك روايت آنهم بنا به يك نقلش تفسير مىكند، و چنين تفسيرى را جايز مىداند غافل است از اينكه از گرماى آفتاب به نور آتش گريخته و خلاصه دچار اشكال بزرگترى مىشود. اشكال سومى كه به گفتار صاحب المنار متوجه است اين است كه وى گمان كرده استفاده اين معنا كه على (ع) به منزله نفس رسول خدا ٦ است مستند به صرف اين است كه فرمود: رجل منى آن گاه پيش خود گفته: صرف اينكه كسى بگويد: فلانى از من است دلالت ندارد بر اينكه فلانى در همه شؤون به منزله نفس او است، و بيش از اين را نمىرساند كه يك نوع اتصال و اتباع ميان من و او هست، هم چنان كه در گفتار ابراهيم آمده كه گفت(فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي)[١] مگر اينكه قرينه ديگرى در كار باشد و بيش از اين را برساند، مانند آيه(وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ)[٢].
بلكه ما آن را از مجموع جمله رجل منك يا رجل منى با قرينه لا يؤدى عنك الا انت استفاده كرديم، بهمان بيانى كه در سابق گذشت، و در اين استفاده فرقى نيست چه اينكه عبارت روايت رجل منى باشد و چه رجل منك و چه رجل من اهلى و چه رجل من اهل بيتى علاوه بر اينكه اگر منظور صرف پيروى بود ابو بكر هم در خطاب پيروى از رسول خدا ٦ بود، ديگر معنا نداشت آيات برائت را از او بگيرد و به على (ع) واگذار كند و بفرمايد: دستور آمده كه جز خودم، و يا مردى از پيروانم آن را ابلاغ نكند . دليل ديگر اينكه در روايتى كه نقل خواهد شد و حاكم آن را از مصعب بن عبد الرحمن نقل كرده است، آمده كه بعد از آنكه پيغمبر اكرم ٦ به اهل طائف فرمود: قسم به كسى كه جانم به دست او است نماز را به پا مىداريد و زكات را مىپردازيد يا اينكه مردى را از خودم (يا چون جان خودم) به سوى شما گسيل مىدارم مردم به ابو بكر يا عمر نظر انداختند (به گمان اينكه مراد پيغمبر ٦ يكى از آن دو است) پس پيغمبر ٦ دست على را گرفت و فرمود: اين . تا ترديدى را كه پيش آمده بود رفع نمايد.
[١] هر كه مرا پيروى كند او از من است. سوره ابراهيم آيه ٣٦
[٢] هر كه از شما ايشان را دوست بدارد او خود از آنها است. سوره مائده آيه ٥١