ولاها و ولایتها

ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢

خود نیازمند به استخدام بدن است ، بدون به کار بردن اعضا و جوارح و ابزارهای بدنی قادر به کاری نیست بی‌نیازی روح از بدن به این است که در برخی از فعالیتها از استخدام بدن بی‌نیاز می‌گردد این بی‌نیازی گاهی در چند لحظه و گاهی مکرر و گاهی به طور دائم صورت می‌گیرد این همان است که به‌ " خلع بدن " معروف است .
سهروردی حکیم اشراقی معروف گفته است ما حکیم را حکیم نمی‌دانیم مگر آنکه بتواند خلع بدن کند میرداماد می‌گوید ما حکیم را حکیم نمی‌دانیم مگر آنکه خلع بدن برای از ملکه شده باشد و هر وقت اراده کند عملی گردد .
همان طور که محققان گفته اند ، خلع بدن دلیل بر کمال زیادی نیست ، یعنی افرادی که هنوز از عالم " مثال " عبور نکرده و قدم به غیب معقول‌ نگذاشته اند ، ممکن است به این مرحله برسند .
مرحله چهارم این است که خود بدن از هر لحاظ تحت فرمان و اراده شخص‌ در می‌آید بطوریکه در حوزه بدن خود شخص اعمال خارق العاده سر می‌زند این‌ مطلب دامنه بحث زیادی دارد . امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : « ما ضعف بدن عما قویت علیه النیة » [١] .
آنچه که همت و اراده نفس در آن نیرومند گردد و جدا مورد توجه نفس‌ واقع شود ، بدن از انجام آن ناتوانی نشان نمی‌دهد .
مرحله پنجم که بالاترین مراحل است این است که حتی طبیعت خارجی نیز تحت نفوذ اراده انسان قرار می‌گیرد و مطیع انسان


[١] امالی صدوق / ص . ٢٩٣