ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
باطنی تصور ندارد و دستگاه آفرینش که برای انسان ظواهر دینی ( مقررات
عملی و اخلاقی و اجتماعی ) را تهیه نموده و وی را به سوی او دعوت کرده
است ، ضرورتا این واقعیت باطنی را که نسبت به ظواهر دینی به منزله روح
است آماده خواهد ساخت و دلیلی که دلالت بر ثبوت و دوام نبوت ( شرایع
و احکام ) در عالم انسانی کرده و سازمان مقررات دینی را به پا نگه
میدارد ، دلالت بر ثبوت و دوام و فعلیت سازمان ولایت میکند و چگونه
متصور است که مرتبه ای از مراتب توحید و یا حکمی از احکام دین ، امر (
فرمان ) زنده ای بالفعل داشته باشد در حالی که واقعیت باطنی که در بر
دارد در وجود نباشد و یا رابطه عالم انسانی با آن مرتبه مقطوع بوده باشد
کسی که حامل درجات قرب و امیر قافله اهل ولایت بوده و رابطه انسانیت
را با این واقعیت حفظ میکند در لسان قرآن [١] " امام " نامیده میشود
امام یعنی کسی که از جانب حق سبحانه برای پیشروی صراط ولایت اختیار شده
و زمام هدایت معنوی را در دست گرفته ولایت که به قلوب بندگان میتابد ،
اشعه و خطوط نوری هستند از کانون نوری که پیش اوست ، و موهبتهای متفرقه
، جویهایی هستند متصل به دریای بیکرانی که نزد وی میباشد " [٢] .
در اصول کافی ( باب " ان الائمة نور الله " از ابوخالد کابلی روایت
میکند که گفت از امام باقر ( ع ) از این آیه سؤال کردم :
« فامنوا بالله و رسوله و النور الذی انزلنا »[٣] .
[١] رجوع شود به تفسیر المیزان ، ذیل آیه " و اذ ابتلی ابراهیم ربه
بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما » " ( بقره / ١٢٤ ) که به زیباترین وجهی این مطلب بیان شده است . [٢] نشریه سالانه مکتب تشیع ، شماره [٢] [٣] تغابن / [٨]