ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩
اسلامی مملو است از فلسفه های زندگی در همه شؤون اسلام هرگز مسائل زندگی
را تحقیر نمیکند و بیاهمیت نمیشمارد از نظر اسلام ، معنویت جدا از زندگی
در این جهان وجود ندارد همان طور که اگر روح از بدن جدا شود ، دیگر متعلق
به این جهان نیست و سرنوشتش را جهان دیگر باید معین کند ، معنویت جدا
از زندگی نیز متعلق به این جهان نیست و سخن از معنویت منهای زندگی در
این جهان بیهوده است .
اما نباید تصور کرد که فلسفه های دستورهای اسلامی در مسائل زندگی خلاصه
میشود ، خیر در عین حال به کار بستن این دستورات وسیله ای است برای طی
طریق عبودیت و پیمودن صراط قرب و استکمال وجود انسان یک سیر کمالی
باطنی دارد که از حدود جسم و ماده و زندگی فردی و اجتماعی بیرون است و
از یک سلسله مقامات معنوی سرچشمه میگیرد انسان با عبودیت و اخلاص خود
عملا در آن سیر میکند ، احیانا در همین دنیا و اگر نه ، در جهان دیگر که
حجاب برطرف شد همه مقاماتی را که طی کرده - که همان مقامات و مراتب
قرب و در نتیجه ولایت است - مشاهده مینماید [١] .
نبوت و ولایت
حضرت استادنا الاکرم ، علامه طباطبائی مدظله العالی میفرمایند :[١] رجوع به نشریه سالانه مکتب تشیع ، شماره / ٢ ص ١٧٢ - ١٨٠.