ولاها و ولایتها
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
نتیجه نهایی که از اعمال باید گرفته شود ، تقرب به ذات احدیت است پس بحث خود را از معنی و مفهوم " قرب " آغاز میکنیم .
تقرب به خدا یعنی چه ؟
انس ما با مفاهیم اعتباری و اجتماعی که در زندگی اجتماعی به کار میبریم غالبا سبب خطا و اشتباه ما میشود ، سبب میشود که الفاظی که در معارف اسلامی آمده است از معنای حقیقی خود منسلخ شوند و مفهومی اعتباری و قراردادی پیدا کنند . ما آنجا که کلمه " قرب " و نزدیکی را در خارج از مفاهیم اجتماعی به کار میبریم همان مفهوم حقیقی را اراده میکنیم ، مثلا میگوییم در نزدیکی این کوه چشمه ای است ، یا خود را به نزدیک این کوه رساندم در اینجا مراد ما قرب واقعی است ، یعنی واقعا دوری و نزدیکی فاصله خود را تا کوه در نظر میگیریم و از کلمه " قرب " منظورمان این است که آن فاصله - که یک امر واقعی است نه قراردادی - کمتر شده است اما وقتی که میگوییم فلان شخص نزد فلان مقام اجتماعی قرب پیدا کرده است و یا میگوییم فلان شخص با فلان خدمت خود به فلان مقام نزد او تقرب حاصل کرد ، در اینجا منظورمان چیست ؟ آیا مقصود این است که فاصله میان آنها کمتر شد ؟ مثلا سابقا در پانصد متری او قرار داشت و اکنون در صد متری اوست ؟ البته نه اگر چنین است پس پیشخدمت در اطاق هر کسی از هر کس دیگر نزد او مقرب تر است مقصودمان این است که خدمتگزار در اثر خدمتش در روحیه مخدوم خود تأثیر کرد و او را از خود راضی نمود و حال اینکه قبلا راضی نبود ، یا او را از خود