ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
هرگز نرسیده اند ، نقل نکنیم این مرد بزرگ در نمط نهم اشارات پس از تشریح عبادت عوامانه که تنها برای مزد است و ارزش زیادی ندارد ، به عبادتهای مقرون به معرفت میپردازد ، میگوید : و العبادش عند العارف ریاضة ما لهممه وقوا نفسه المتوهمة و المتخیلة لیجرها بالتعوید عن جناب الغرور الی جناب الحق فتصیر مسالمة للسر الباطن حین ما یستجلی الحق لا تنازعه فیخلص السر الی الشروق الباطن . عبادت از نظر اهل معرفت ، ورزش همتها و قوای وهمیه و خیالیه است که در اثر تکرار و عادت دادن به حضور در محضر حق ، همواره آنها را از توجه به مسائل مربوط به طبیعت و ماده به سوی تصورات ملکوتی بکشاند و در نتیجه ، این قوا تسلیم " سر ضمیر " و فطرت خداجویی انسان گردند و مطیع او شوند به حدی که هر وقت اراده کند که در پی جلب جلوه حق برآید ، این قوا در جهت خلاف فعالیت نکنند و کشمکش درونی میان دو میل علوی و سفلی ایجاد نشود و " سر باطن " بدون مزاحمت اینها از باطن کسب اشراق نماید . مرحله سوم این است که روح در مراحل قوت و قدرت و ربوبیت و ولایت خود به مرحله ای میرسد که در بسیاری از چیزها از بدن بینیاز میگردد ، در حالی که بدن صد در صد نیازمند به روح است . روح و بدن نیازمند به یکدیگرند حیات بدن به روح است روح صورت و حافظ بدن است سلب علاقه تدبیری روح به بدن مستلزم خرابی و فساد بدن است . و از طرف دیگر روح در فعالیتهای