ولاها و ولایتها

ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠

در این آیه کریمه رسولانی را ، هم به عنوان نگهبان و هم قبض کننده ارواح‌ معرفی می‌کند . پس ، از نظر توحیدی ، وجود وسائط و نسبت دادن تدبیر امور به غیر خداوند ولی به اذن خداوند و به اراده خداوند بطوریکه مدبران ، مجریان‌ اوامر و اراده پروردگارند ، مانعی ندارد . در عین حال ، اولا ادب اسلامی اقتضا می‌کند که ما خلق و رزق و احیا و اماته و امثال اینها را به غیر خدا نسبت ندهیم زیرا قرآن می‌کوشد که ما از اسباب و وسائط عبور کنیم و به منبع اصلی دست یابیم و توجه مان به‌ کارگزار کل جهان باشد که وسائط نیز آفریده او و مجری امر او و مظهر حکمت‌ او می‌باشند ، ثانیا نظام عالم از نظر وسائط نظام خاصی است که خداوند آفریده است و هرگز بشر در اثر سیر تکاملی خود جانشین هیچیک از وسائط فیض نمی‌گردد بلکه خود فیض را از همان وسائط می‌گیرد ، یعنی فرشته به او وحی می‌کند و فرشته مأمور حفظ او و مأمور قبض روح او می‌گردد ، در عین‌ اینکه ممکن است مقام قرب و سعه وجودی آن انسان از آن فرشته ای که مأمور اوست احیانا بالاتر و بیشتر باشد . مطلب دیگر اینکه ما حدود ولایت تصرف و یا ولایت تکوینی یک انسان‌ کامل و یا نسبتا کامل را نمی‌توانیم دقیقا تعیین کنیم ، یعنی مجموع قرائن‌ قرآنی و قرائن علمی که نزد ما هست اجمالا وصول انسان را به مرتبه ای که‌ اراده اش بر جهان حاکم باشد ، ثابت می‌کند ، اما در چه حدودی ؟ آیا هیچ‌ حدی ندارد و یا محدود به حدی است ؟ مطلبی است که از عهده ما خارج است‌ . مطلب سوم که لازم است گفته شود این است که ولایت تصرف ، شأن بنده ای‌ است که از هواجس نفسانی بکلی پاک شده