ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
است و در هر سه جنبه چنانکه گفته شد کلمه امامت به کار رفته است :
اول از جنبه سیاسی ، که احق و الیق برای جانشینی پیغمبر برای زعامت و
رهبری سیاسی و اجتماعی مسلمین چه کسی بوده است و چه کسی میبایست بعد از
پیغمبر زعیم مسلمین باشد ؟ و اینکه پیغمبر از طرف خداوند علی را برای
این پست و مقام اجتماعی تعیین کرده بود این جهت است که در حال حاضر
جنبه تاریخی و اعتقادی دارد نه جنبه عملی .
دوم آنکه در بیان احکام دین بعد از پیغمبر به چه کسانی باید رجوع کرد و
آن کسان علم خود را از چه طریق کسب کرده اند ؟ و آیا آنها در بیان احکام
معصوم اند یا نه ؟ و چنانکه میدانیم شیعه معتقد به امامت ائمه معصومین
است این جهت ، هم جنبه اعتقادی دارد و هم عملی .
سوم از جنبه معنوی و باطنی از نظر شیعه در هر زمان یک " انسان کامل
" که نفوذ غیبی دارد بر جهان و انسان ، و ناظر بر ارواح و نفوس و قلوب
است و دارای نوعی تسلط تکوینی بر جهان و انسان است ، همواره وجود دارد
و به این اعتبار نام او " حجت " است بعید نیست - همچنانکه گفته اند
- آیه کریمه " « النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم »" [١] ناظر به این
معنی از ولایت نیز بوده باشد .
مقصود از ولایت تصرف یا ولایت تکوینی این نیست که بعضی جهال پنداشته
اند که انسانی از انسانها سمت سرپرستی و قیمومت نسبت به جهان پیدا کند
بطوریکه او گرداننده زمین و آسمان
[١] احزاب / [٦]