خمس پشتوانه بيت المال - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
بنابراين، خمس نه تنها يك امتياز براى سادات نيست بلكه يك نوع كنار زدن آنها است، به خاطر مصالح عموم، و به خاطر اين كه هيچگونه سوءظنّى توليد نشود. [١]
[١] جالب توجّه اين كه در بعضى از روايات اسلامى مانند حديث ٢، باب ٢٩- از ابواب مستحقّين بزكوة، جلد ٦ وسائلالشّيعه، درباره «زكات» تعبير به اوساخ (چركهاى دست مردم) شده است، و اين حقيقت براى اين است كه از يك سو بنىهاشم را به اين ممنوعيّت و محروميّت كه در مورد «زكوة» دارند تشويق كند، و از سوئى ديگر، به مردم حالى كند كه تا مىتوانند با تلاش و كوشش زندگى خود را تأمين كنند، و سربار بيتالمال نشوند، و تنها كسانى كه كارد به استخوانشان مىرسد، از اين راه تأمين زندگانى نمايند.
به تعبير ديگر، اين روايات اين حقيقت را ثابت مىكند كه «زكات» يك درآمد جالب توجّهى نيست كه براى آن سر و دست بشكنند و يا به عنوان تبرّك هر كسى از آن استفاده كند، بلكه اموالى است چركين، چراكه در مقابل تلاش و زحمت نيست، اموال پاك و پاكيزه آن است كه انسان زحمتى براى آن متحمّل شده باشد.
و هدف اصلى اين است كه زكوة به مستحقّان واقعى برسد، نه آنها كه تنپرورند و خود را به بطالت مىزنند، البتّه براى مستحقّان واقعى گوارا و كاملًا بىمانع است و ظاهراً اين تعبير (تعبير به اوساخ) از آيه شريفه (١٣٠ سوره توبه) «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم» گرفته شده است زيرا اين آيه مىگويد دادن زكات باعث پاكى است و مىدانيم هميشه براى پاك كردن چيزى بايد چركهاى آنها را از آن جدا كنيم، تا پاك شود.