احكام پزشكى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - و) برداشتن قرنيه اجساد
مقدّم دارد. و در صورت سوم، بايد آن را كه خطرش بيشتر است مقدّم دارد.
سؤال ٣٦٢- بيان بيماريهاى بيمار براى ساير پزشكان يا برخى از اعضاى خانواده و اقوامش كه از آن اطّلاع ندارند چه حكمى دارد؟
جواب: آنچه براى درمان او لازم است جائز است، و بيش از آن مجاز نيست مگر به اجازه بيمار.
سؤال ٣٦٣- شخصى سرطان دارد و طبيب مىداند هرگونه اقدام در جهت معالجه او بىفايده است، و اگر به بيمار و كسان وى اطّلاع دهد گرچه ضربه روحى و صدمات روانى به آنان وارد مىشود، امّا از صرف هزينه فراوان براى معالجه جلوگيرى مىشود، و طبيب هم مورد شكايت نسبت به كتمان بيمارى قرار نمىگيرد. و اگر اطّلاع ندهد، اموال فراوانى خرج معالجه مىشود كه بىفايده خواهد بود، و طبيب هم مورد اعتراض واقع مىشود. با توجّه به اصرارى كه بيمار و كسانش در مورد دانستن واقعيّت دارند، تكليف طبيب چيست؟
جواب: با توجّه به اينكه ضربههاى روحى از يكسو، و هزينههاى درمان از سوى ديگر كاملًا متفاوت است، طبيب بايد آن طرف را اختيار كند كه صدماتش كمتر است.
سؤال ٣٦٤- پزشكى يقين دارد كه عمل جرّاحى روى فلان بيمار تأثيرى در زنده ماندن او ندارد، بطورى كه بيمار چه عمل شود و چه عمل نشود بيش از مدّت كوتاهى زنده نخواهد ماند. آيا بنا به اصرار همراهان بيمار يا مسئولين بيمارستان، مىتواند اقدام به جرّاحى نمايد؟
جواب: در صورتى كه بيمار راضى باشد و اطّلاع كافى به او داده شود، مانعى ندارد.
سؤال ٣٦٥- مبلغى پول در اختيار است كه آن را مىتوان يا صرف مداواى يك