احكام پزشكى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - و) برداشتن قرنيه اجساد
اورژانس نياز دارند بر چه اساسى است؟ آيا تنها معيار، رسيدگى به حال بيمار بدحالتر است، يا اينكه شخصيّت حقوقى و حقيقى افراد باعث تقديم يك نفر بر ديگرى مىشود. مثلًا رسيدگى به جان يك پزشك يا مهندس تحصيل كرده كه براى جامعه مفيدتر است با يك كارگر ساده يكسان است؟ يا مثلًا رسيدگى به يك فرد معتاد به هروئين كه تصادف كرده، با يك فرد مؤثر در جامعه مساوى است؟
جواب: اگر حال يكى خطرناكتر است اولويّت دارد، و هرگاه از نظر وضع پزشكى در شرايط مساوى باشند رعايت اولويّتهاى اجتماعى و اخلاقى بهتر است.
سؤال ٣٦٨- گاه به خاطر مصالح بيمار يا اطرافيان وى مجبور به كتمان حقيقت هستيم. اين كار چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه مصلحت ايجاب كند اين كار لازم است.
سؤال ٣٦٩- در برخى بيماريها، مثل نارسايى كليه، با اطمينان مىتوان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد؛ امّا در خيلى از موارد به علّت شكّى كه در اصل بيمارى، يا چگونگى تأثير روزه بر آن وجود دارد، يا به علّت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسيارى از بيماريها، و كلّاً به خاطر عدم امكان تعيين نقش روزه بر بيمارى، پزشك واقعاً نمىداند روزه را به بيمار توصيه كند يا خير؟ در اين صورت وظيفه پزشك چيست؟ آيا پزشك در صورت توصيه، يا عدم توصيه به روزه مسئول است؟
جواب: اين مسأله دو صورت دارد: گاه براى طبيب خوف ضرر حاصل مىشود، يعنى احتمال قابل توجّهى نسبت به زيان داشتن روزه براى او حاصل مىشود، در اينجا مىتواند همان را به بيمار منتقل كند، چنانچه بيمار از قول طبيب