انديشه اجتماعى در روايات امر به معروف و نهى از منكر - صديق اورعى، غلامرضا - الصفحة ٣٢ - ٢ - ٢ ويژگى هاى فرهنگ
امّا تحقق اين شيوههاى زندگى- كه ساخته اراده هيچ شخص معيّنى نيست- در دوران اشخاص است و سنخ وجود آنها «امر روانى» است. اين خصوصيت را مىتوان «وجه ذهنى يا روانى» فرهنگ ناميد و توجّه به اين نكته در تحقيقات تجربى فرهنگشناسى اهمّيت اساسى دارد. «جامعهشناس براى آن كه از وجود و ساخت يك نظام فرهنگى سخن بگويد، نخست بايد از ادراكى كه اعضاى يك جمع از نظام فرهنگى دارند، آغاز نمايد».[١]
فرهنگ سه كاركرد اساسى دارد؛ كاركرد اجتماعى، كاركرد روانى و كاركرد سازگارى با محيط. همان طور كه پيشتر گفته شد، فرهنگ تعدادى از افراد را در يك جمع مشخص، گردآورى و آنان را همبسته مىسازد. اين امر، كاركرد اجتماعى فرهنگ است. ارتباط اجتماعى و تشكيل گروه، قشر، طبقه و جامعه اثر آن است.
از نظر روانى، فرهنگ كاركرد قالبريزى شخصيت افراد را دارد و به شخصيت، شكل و هيأتى مىبخشد كه امكان مىدهد در بطن جامعهاى معيّن عمل كند. كاركرد سازگارى با محيط، زمينه كلىتر و اساسىتر كاركردهاى اجتماعى و روانى است و براى درك بهتر آن، معمولًا «فرهنگ انسان» را با «غريزه حيوان» مقايسه مىكنند. «حيوان از طريق غريزه به واقعيت محيط پاسخ مىدهد و آن را كنترل مىكند و انسان از طريق فرهنگ با خود و محيط طبيعى و اجتماعى ارتباط برقرار مىكند و خودش، احساساتش، احتياجاتش و محركهايش را كنترل مىنمايد بنا بر اين، مىتوان گفت فرهنگ همانند منشورى است كه انسان از درون آن واقعيت را مىبيند و آن را به كار مىگيرد تا خود را با اين واقعيت تطابق دهد و آن را كنترل نمايد».[٢]
اگر يادمان باشد كه فرهنگ، نظامى است از ارزشها، هنجارها، نمادها و دانشها كه به زندگى شيوهاى خاص مىبخشند و به عبارت ديگر، چگونگى زندگى را معيّن مىكنند، آن گاه خواهيم پرسيد كه زندگى اجتماعى چيست كه فرهنگ شيوه آن است. همين سؤال، ما را
[١]. ر. ك: روشه، گى، كنش اجتماعى، مقدمهاى بر جامعهشناسى عمومى، ص ١٣١.
[٢]. همان، ص ١٣٧.