جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٣٨ - هيجان چيست؟
انسان يا حيوان، غالباً در برابر پديدهها و رويدادها يا محرّك بيرونى، از خود، نشان مىدهند. هيجانها و انگيزهها، بر روى هم، احساس ما را تشكيل مىدهند و با هم، رابطه تنگاتنگ دارند، از جمله اين كه هيجانها و انگيزههاى اساسى، رفتارهاى ما را فعّال مىسازند و هدايت مىكنند. به عنوان نمونه، ميل جنسى كه از انگيزههاى نيرومند موجود در آدمى است، منبع بالقوّهاى براى هيجان «شادى» نيز هست.
برخى روانشناسان كه به شناخت و تفسير و تفكيك «هيجانها» يا همان «عواطف» انسانى توجّه نشان دادهاند، ده هيجان اصلى را در انسان، شناسايى كردهاند كه معتقدند ساير هيجانات، زير مجموعه يكى از اين ده تا و يا نتيجه تركيب دو يا چند تاى آنهاست. ده هيجان اصلى، عبارتاند از: شادى، ترس، انتظار، تعجّب، خشم، عشق، حسد، غم، پذيرش، و نفرت. به عنوان نمونه، پذيرش، شامل: اعتماد، محبوبيت، عزّت نفس و ... است و عشق، شامل: محبّت، شهوت، آرزو و ....
آنها معتقدند هر انسانى كه از سلامتْ برخوردار باشد (و مثلًا افسردگىِ مَرَضى يا اضطراب بيمارگونه نداشته باشد)، همه اين هيجانات را به صورت متعادل، نياز دارد و اصولًا براى رسيدن به «شادكامى (Happyness)» يا همان «رضايت از زندگى»، بايد همه اين هيجانات در وجود آدمى در سطحى متعادل، ظهور كنند. به طور مثال، ترسيدن، هيجانى است كه در بسيارى از موارد، جان ما را از خطرات، حفظ مىكند يا غبطه خوردن و رَشك بردن به ديگران (كه يكى از مراتب هيجانِ «حسد» است)، موجب پيشرفت آدمى است و اندكى اضطراب (كه خودش تركيبى از «ترس» و «انتظار» است)، موجب احتياط در رويارويى با مسائل مهمّ زندگى است كه طبعاً سودمند است.