جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٤٠
مىشده است، درحالىكه بنابر نظر اكثر فقهاى اسلامى، پوشاندن صورت، واجب نيست. لزوم كنارهگيرى كامل زن از جامعه براى چند روز در هر ماه در دين زرتشت، مُحِق دانستن مرد در طلاق زنى كه صدايش در كوچه شنيده شده بدون پرداخت مهريه از طرف دين يهود، ركن بودن چادر و روبند و ذكر نام آن دو به طور صريح در كتاب مقدّس مسيحيان[١] و وجوب سكوت زن در نزد بيگانه و در كليسا از طرف مسيحيت، بهترين گواه بر اين مطلب است.
بنا بر اين، اسلام، نه تنها واضع قانون حجاب نبوده است، بلكه در جهت جلوگيرى از افراط و تفريطهايى كه در طول تاريخ در مورد حجاب به وجود آمده بود، به قانونمند كردن و تنظيم آن، همّت گماشته است و آن را به صورتى متعادل، صحيح و متناسب با فطرت انسانى زن و غيرتمندى مرد (در حفظ حريم خانواده)، ارائه نموده است.[٢]
منابع:
١. حجاب در اديان الهى، على محمدى، قم: اشراق، ١٣٧٣.
٢. دائرة المعارف كتاب مقدّس، بهرام محمديان و ديگران، تهران: سُرخدار، ١٣٨٣.
٣. ديدى نو از دينى كهن، فرهنگ مهر، تهران: جامى، ١٣٧٤.
٤. تاريخ تمدّن، ويل دورانت، مترجم: خشايار ديهيمى و ديگران، تهران:
مؤسسه فرانكلين، ١٣٥٤- ١٣٥٧.
٥. بازشناسى كتاب مقدّس، محمّد شمس (حامد)، سوئد: چاپخانه وارش، ١٣٧٢.