جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢١٨ - نكته سوم حجاب و افزايش التهاب
وجود اين كه مىترسم در اين مورد، مردمانِ كمى با من موافق باشند، مصرّانه معتقدم كه هرگز و به هيچ صورتى نبايد قانونى در مورد جلوگيرى از انتشارات جنسى، وجود داشته باشد.[١] علّامه سيّد محمّد حسين فضل اللَّه، در ميزگردى در پاسخ به اين سؤال، چنين ابراز عقيده كرده است:
اين قاعده، نسبت به فكر و انديشه صادق است؛ يعنى فكر و انديشه را نمىتوان كتمان كرد؛ بلكه پنهان ساختن آن، آدمى را بيشتر حريص مىكند تا از آن مطلع گردد؛ اما حجاب چنين خاصيتى ندارد؛ زيرا اگر زن، حجاب را آنگونه كه دين گفته رعايت كرد، از اين التهاب و آزمندى خبرى نيست.
آنگاه، مثلى مىآورد و مىگويد:
اگر درب خانه يا گاوصندوقى، نيمه باز باشد، ديگران مىخواهند بدانند داخل آن چيست؛ ولى اگر بسته باشد، چنين هوسى در ديگران پديد نمىآيد.[٢] اين پاسخ، تا اندازهاى به حل مسئله نزديك شده است و بر آن بايد افزود كه اولًا چادر، ملاك و معيار حجاب شرعى نيست تا بتوان با بررسى آن، به نقد يك ديدگاه پرداخت.
ثانياً سوء استفاده از چادر يا حجاب، به معناى نادرستىِ اين فرهنگ نيست. اگر در كشورهاى پيشرفته، نمايندگان مجلس يا افراد پليس، از موقعيت و منصب خود سوء استفاده كنند، آيا به معناى آن است كه مجلس و
[١]. برگزيده افكار راسل، ص ١٥
[٢]. قرائة جديدة لفقه المرأة الحقوقى، ص ١٣٩- ١٤١