جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٧٥ - ح پاك نامى
نسبت به ناموسش آسودهخاطر نيست. عفّتمدارى، از اصولىترين پايههاى حراست امنيّت اجتماعى است.[١]
ح. پاكنامى
همانگونه كه بىپروايى جنسى، رسوايى و بدنامى را در پىدارد، عفّتپيشگى نيز نام عفيف را بلندآوازه و ماندگار مىسازد و به آن، قداست مىبخشد. با نگريستن به زندگى نامآوران بزرگ تاريخ، نام پاكدامنانى چون:
حضرت يوسف عليه السلام، شيخ رجبعلى خيّاط، آقا جعفر مجتهدى[٢] و ... چونان ستاره مى درخشد.
[١]. قرآن كريم مىفرمايد:« اى پيامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششهاى خود را بر خود، فروتر گيرند. اين براى آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، نزديكتر است»( سوره احزاب، آيه ٥٩).
عفّت و مورد آزار قرار نگرفتن، و برهنگى و مورد آزار قرار گرفتن، لازم و ملزوم يكديگرند. در رواياتى آمده است كه تجاوز به حريم عفّت ديگران، تجاوز به حرمت حريم خويش را به دنبال دارد( ر. ك: بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٢٧٠؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٣١٣)
[٢]. شرح احوال شيخ رجبعلى خيّاط را در كتاب كيمياى محبت( محمّد محمّدى رىشهرى، قم: دار الحديث) وشرح احوال آقا جعفر مجتهدى را در كتاب در محضر لاهوتيان( محمّد على مجاهدى، قم: لاهوت) بخوانيد