فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٣ - اصول عقايد اهل حديث از زبان اشعرى در ٥١ اصل
موسى (عليه السلام) از خدا خواست كه در دنيا او را ببيند و خدا بر كوه تجلى كرد و آن را ويران گردانيد; از اين طريق به موسى تفهيم كرد كه او در دنيا ديده نمى شود.
٢٢ـ عقيده داريم كه نبايد يك نفر از اهل قبله را به گناهى كه مرتكب ميشود تكفير كنيم، مانند دزدى و ميگسارى، بر خلاف خوارج كه آنان مرتكب كبيره را كافر ميدانند.
٢٣ـ ميگوييم: اسلام وسيع تر از ايمان است و هر اسلامى ايمان نيست.
٢٤ـ معتقديم، خدا دلها را دگرگون ميكند و دلهاى بندكان ميان دو انگشت از انگشتان خدا است و خداوند، آسمانها و زمين را روى يك انگشت خود بر ميدارد. چنانكه در روايت از رسول خدا آمده است; (البته بدون اعتقاد به كيفيت).
٢٥ـ معتقديم، هيچ كس از اهل توحيد و ايمان را نبايد به بهشت و دوزخ محكوم كرد مگر كسى را كه رسول خدا، به بهشتى بودن او گواهى داده است و نيز براى گنهكاران بهشت را اميدواريم و در عين حال ميترسيم آنان در آتش معذب باشند. ما ميگوييم: خداوند گروهى را پس از آن كه در آتش سوختند، به شفاعت پيامبر، بيرون مى آورد و اين عقيده، نتيجه رواياتى است كه از پيامبر آمده است.
٢٦ـ ما به عذاب قبر و حوض ايمان داريم. ميزان، صراط و بر انگيخته شدن پس از مرگ، حق است. و خدا بندگان را در قيامت نگه ميدارد و به حساب مؤمنان ميرسد.
٢٧ـ ايمان، گفتار و كردار، افزايش و كاهش ميبذيرد و روايات صحيحه را در اين مورد كه افراد مورد اعتماد از رسول خدا نقل كردهاند، ميپذيريم.
٢٨ـ پيشينيان را دوست داريم، آنان را كه خداوند به شرف مصاحبت با پيامبر