اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١١١ - ضرورت رازدارى
ستايش شده و آثار فراوانى در بر دارد.
«رازدارى» علاوه بر آنكه يك صفت نيك و پسنديده اخلاقى است، ضرورتهاى فردى واجتماعى چندى اقتضا مىكند كه افراد مهر خاموشى بر لب زنند، تا گنجينه اسرارشان از چشم ديگران دور ماند. برخى از ضرورتهاى آن به شرح زير است:
«رازدارى» هنگام رويارويى با دشمن، يكى از عوامل پيروزى به شمار مىرود؛ انسان را در مقابل دشمن پيچيده مىكند و پيچيدگى سبب سردرگمى دشمن و ناتوانى براى پيش بينيهاى لازم است. اگر كارهاى انسان، اسرار آميز و غلط انداز باشد، نيروى تحليل و تشخيص دشمن را تضعيف مىكند و او را به انجام حركتهاى كوركورانه و بى هدف وا مىدارد.
امير مؤمنان (ع) فرمود:
«الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ، وَالْحَزْمُ بِاجالَةِ الرَّأْىِ وَالرَّأْىُ بِتَحْصينِ الْاسْرارِ»[١]
پيروزى بسته به احتياط واحتياط بسته بهكار انداختن انديشه است و انديشه به نگهدارى رازها.
وقتى از راز دارى غفلت شود، نه طرح جنگى و عملياتى كارساز است ونه نبوغ نظامى، چاره ساز.
بسيارى از طرحهاى مبارزاتى، نياز به زمان دارد، تا به ثمر برسد. عدم توجّه به رازدارى ممكن است به دستگيرى سران يك نهضت انجامد و مبارزه در اولين مراحل سركوب شود و مجاهدهها عقيم ماند.
از ديگر ضرورتهاى رازدارى، تفاوت ظرفيت روحى افراد و كشش فكرى آنان در پذيرش و فهم مطالب است. از اين رو، در بيان اعتقادات مذهبى، وقايع سياسى، رخدادهاى اجتماعى، اخبار مسرّت بخش يا وحشت زا بايد به توان فكرى طرف سخن توجه كرد. چه بسيارند كسانى كه به سبب اظهار مطالب درست امّا مشكل براى افراد
[١] - نهج البلاغه، فيض، حكمت ٤٥، ص ١١١٠