اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٠٦ - ب - ضعف و زبونى
مركزيت و انسجام خويش را از دست بدهد، زير چكمههاى قدرتهاى استكبارى لگد كوب خواهد شد، قرآن كريم با فراخوانى مسلمانان به فرمانبردارى از خدا و پيامبر (ص) چنين هشدار مىدهد:
«... أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ»[١]
... از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيدكه ناتوان شويد و مهابت و قوت شما برود.
اميرمؤمنانعلى عليه السلام، به عنوان نمونه، حالت فرزندان حضرتاسماعيل (ع) و حضرت اسحاق (ع) و حضرت يعقوب (ع) را در زمان تفرقه، چنين بيان مىكند:
«از حال فرزندان اسماعيل، فرزندان اسحاق و فرزندان اسرائيل (يعقوب بن اسحق) عبرت گيريد: چقدر حالات (ملّتها) باهم مشابه و صفات وافعالشان شبيه به يكديگر است! درحال تشتّت و تفرّق آنان دقّت كنيد، زمانى كه كسراها و قيصرها مالك آنها بودند. سرانجام آنها را از سرزمينهاى آباد، از كنارههاى دجله و فرات، و از محيطهاى سرسبز و خرّم گرفتند و به جاهاى خشك وبى آب و علف، محل وزش بادها ومكانهايى كه زندگى در آنها سخت است تبعيد كردند، آنها را در آنجا مسكين، بيچاره و همنشين شتر ساختند شغلشان ساربانى و خوراكشان تنها شير شتر و لباس و وسائل زندگى آنان از پشم شتر تهيه مىشد. آنان را از نظر خانه از ذليلترين امّتها ساختند. و در بى حاصلترين سرزمينها جا دادند، نه كسى داشتند تا آنها را به حق دعوت كند و به او پناهنده شوند، و نه سايه الفت و اتحادى داشتند كه به عزّت و شوكتش تكيه كنند. حالشان آشفته و قدرتها پراكنده و جمعيت انبوهشان متفرّق بود، در بلايى شديد، و درجهالتى متراكم فرو رفته بودند، دختران را زنده به گور مىكردند، بتها را پرستش مىكردند، و قطع رحم و غارتهاى پى درپى در ميان آنان رواج داشت».[٢]
|
گفت پيغمبر كه اندر ساق عرش |
منشى نور اينچنين بنوشته نقش |
|
|
ذلّت اولاد ادم بى خلاف |
زاختلاف است اختلاف است اختلاف |
|
[١] انفال آيه ٤٦
[٢] نهج البلاغه فيض خطبه ٢٣٤ ص ٧٧٥