اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٩٨ - درسى از امام حسن مجتبى(ع)
تربيت شايسته و آموختن ادب ومتانت و عفّت كلام به كودكان، رسالت عظيم اولياى اطفال و مسؤولان تربيتى جامعه است، تا نسلى را با زيور فضايل اخلاقى و ادب بيارايند.
درسى از امام حسن مجتبى (ع)
نقل شده است كه روزى آن حضرت سوار بر اسب بود و از كوچه مىگذشت.
با مردى شامى برخورد كرد. آنمرد كه به خاطر تبليغات سوء، دشمن امام شده بود شروع به بد زبانى كرد. حضرت ايستاد تا دشنامش تمام شود. آن گاه با لبخندى به سوى او رفت و فرمود: اى مرد! خيال مىكنم در اين شهر غريبى و فريب خوردهاى. اگر تو را راندهاند، جايت مىدهم واگر گرسنهاى سيرت مىكنم و اگر برهنهاى تورا مىپوشانم. برخيز تا تو را به خانه برم و دستور دهم از تو پذيرايى كنند.
چون مرد شامى اين سخنان را از حضرت شنيد، گريست وگفت: شهادت مىدهم كه تو خليفه خدا در روى زمين هستى؛ پيش از آنكه تو را ملاقات كنم، تو و پدرت دشمنترين مردم نزد من بوديد و اكنون محبوبترين خلق خدا نزد من هستيد. سپس از جايش برخاست و با حضرت به خانهاش رفت و مدتى مهمان آن حضرت بود و از دوستان صميمى امام گرديد.[١]
[١] - منتهى الآمال، ج ١، ص ٢٧١، جاويدان