اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٠٢ - برادرى الهى
برادرى، سنّتى جاويد
پيامبر بزرگ اسلام در ابتداى ورود به مدينه طى مراسم خاصّى ميان مسلمانان پيمان برادرى بست و خود نيز با اميرمؤمنان عليهالسلام برادر شد، اين مراسم ويژه پس از نزول اين آيه شريفه بود؛[١]
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»[٢]
همانا مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادران خويش را اصلاح دهيد.
برادرى الهى
ازمحبتهاى غريزى و عاطفى كه بگذريم، دو عامل مىتواند انگيزه دوستى باشد:
«خدا» و «دنيا» آنان كه انگيزه دوستىشان دنياست، نشانى از برادرى و محبّت در ميانشان نيست؛ شمع محبت را خاموش كرده ودر تاريكى دوستى دنيا گرد آمدهاند.
گرچه جسمشان كنارهم است، امّا قلبها ازهم جداست و هنگام سختى و نياز، به يارى هم نمىشتابند. به قول سعدى:
|
اين دغل دوستان كه مىبينى |
مگسانند گرد شيرينى |
|
امّا آنان كه انگيزه الهى دارند، با رشته محبت خدايى به هم وصل شدهاند، و قلبهايشان چنان پيوند خورده كه گويى يكى است و تنها براى خدا مىتپد و جدايى ميان آنان مفهومى ندارد، اگر چه از هم دور باشند. دوستان خدايى از دورى برادران دينى خود غمناكند، چرا كه جانهايشان به هم پيوند خورده است.
مولوى دراين باره مىگويد:
[١] - سيره ابن هشام، ج ١، ص ٥٠٥، تفسير برهان، ج ٤، ص ٢٠٧
[٢] - حجرات، آيه ١٠