اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٤٦ - الف - خوارى و ذلت
امام على (ع):
«لاخَيْرَ فى شيمَةِ كِبْرٍ وَ تَجَبُّرٍ و فَخْرٍ»[١]
هيچ خيرى در خصلت تكبّر، سركشى و تفاخر نيست.
بلكه زيانهاى سنگينى نيز در پى دارد كه جبران آنها بسى دشوار است از جمله:
الف- خوارى و ذلت:
نخستين اثر شگفت انگيز برترى جويى، خوارى و زبونى متكبّر است كه ١٨٠ درجه با مراد او اختلاف مسير دارد. بدين معنا كه متكبر با فخر فروشى و بزرگ نمايى در صدد بزرگ نشاندادن خود بر مىآيد تا يك سروگردن از ديگران فرازتر باشد ولى نتيجه عكس مىگيرد وهمواره نزد ديگران خوار و زبون است و اين ذلّت، عكس العمل تكبّر است: رسول اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
«مَنْ يَسْتَكْبِرْ يَضَعْهُ اللَّهُ»
كسى كه خود را بزرگ ببيند، خدا به زمينش مىزند.
شاعر تواناى ايرانى- ناصر خسرو قباديانى- اين مطلب را در تمثيلى زيبا به شعر در آورده است:
|
روزى ز سرسنگ عقابى به هواخاست |
بهر طلب طعمه پروبال بياراست |
|
|
از راستى بال، منى كرد و به خود گفت: |
امروز همه ملك جهان زير پر ماست |
|
|
بر اوج چو پرواز كنم از نظر تيز |
بينم سرِ مويى هم اگر در ته درياست |
|
|
چون من كه تواند كه پرد در همه عالم |
از كركس واز ققنس وسيمرغ كه عنقاست |
|
|
ناگه زكمينگه يكى سخت كمانى |
تيرى زقضا وقدر افكند براو راست |
|
|
بر بال عقاب آمد آن تيرجگر سوز |
وزعالم علويش به سفليش فروكاست |
|
|
بيچاره درافتاد و طپان گشت چوماهى |
وانگه نظر خويش فكند از چپ وازراست |
|
[١] - شرح غررالحكم، آمدى، ج ٦، ص ٤٣١