اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٧٥ - دروغهاى مصلحت آميز
امام صادق عليهالسلام در اين باره مىفرمايد:
«نه آنها پيمانه دزديده بودند و نه يوسف و جارچى دروغ گفتند بلكه مراد آنها از دزد بودن آنها اين بود كه يوسف را از پدرش دزديده بودند در حالى كه آنها خيال كردند به خاطر پيمانه، اتهام دزدى به آنها زده مىشود.»[١]
پس درتوريه، كلام دوپهلو بوده، داراى دو معنى است، يكى معناى دور و ديگرى نزديك كه مراد گوينده معناى دور است وشنونده معناى نزديك را مىفهمد.
دروغهاى مصلحت آميز
با اينكه اسلام به شدّت با دروغ مبارزه مىكند ولى درمواردى خاص، به خاطر رعايت مسايل مهمّتر، دروغ را مجاز شمرده است. مواردى كه اجازه داده شده عبارت است از:
١- موردى كه ضرر مالى قابل توجه يا ضرر جانى متوجه خودانسان يا مسلمان ديگرباشد مثلًا شخصى در تعقيب فرد بى گناهى از محل اختفاى او مىپرسد تا او را به قتل برساند و شما بگوئيد نمىدانم اين دروغ نه تنها اشكالى ندارد كه واجب است زيرا نجات جان مسلمان بى گناهى به اين دروغ بستگى دارد. پيامبراسلام (ص) فرمود:
«احْلِفْ بِاللَّهِ كاذِباً وَنَجِّ اخاكَ مِنَ الْقَتْلِ»[٢]
قسم دروغ بخور وبرادرت را ازمرگ نجات بده.
٢- اصلاح و آشتى دادن؛ زمانى كه بين زن و شوهر يا دو نفر مسلمان كدورتى ايجاد شده است و شما مىخواهيد بين آنها صلح و صفا برقرار كنيد مىتوانيد از قول هر كدام، سخنانى كه نگفته است نقل كنيد كه سبب الفت و نزديكى آنها و رفع سوء تفاهم و
[١] - سوره يوسف، آيه ٧١
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ١٣٤