نهضت انتظار

نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٦٩

عصر غيبت‌اند. نافرمانى از آنان، نافرمانى از امامان و رسول خدا (ص) است. رواياتى فراوان بر اين تكليف صراحت دارند كه ما در اينجا تنها چند نمونه را ذكر مى‌كنيم:
امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
هر گاه به اختلاف درافتاديد، به كسى رجوع كنيد كه راوى حديث ماست و در حلال و حرام و احكام دين ما صاحب نظر است. به حكم او رضايت دهيد كه من او را حاكم بر شما قرار دادم. اگر به حكم ما حكم كند، و كسى نپذيرد، حكم خدا را حقير شمرده و ما را رد كرده است. و هركس ما را رد كند، گويى خدا را رد كرده است و ... «١» رسول خدا (ص) فرمود: «خداوندا خلفاى مرا رحمت كن!» از حضرت پرسيدند كه خلفاى شما كيانند؟ حضرت فرمود: «كسانى‌كه پس از من مى‌آيند و راوى حديث و سنت منند.» «٢» و در نقل ديگرى فرمود: «عالمان، وارثان پيامبرانند.» «٣» و باز فرمود: «فقيهان امينان پيامبرانند تا زمانى‌كه دنيا گرايى بر آنان غالب نشود.» «٤» و از امام زمان چنين دستور رسيده است:
در حوادث نوپيدا به راويان حديث ما رجوع كنيد كه آنان از جانب من حجت بر شمايند و من حجت خدا بر آنهايم. «٥» با توجه به احاديث بزرگان معصوم (ع) هم در فهم دين و شناخت حلال و حرام خدا بايد به عالمان رجوع كرد و هم در اداره اجتماع بايد رهبرى آنان را پذيرفت و هنگام غيبت، مردم بايد فقيهى عادل، مدير و مدبّر را به عنوان «ولىّ» جامعه بپذيرند و در تقويتِ رهبرى و هدايت او به انجام امور اجتماعى و سياسى و اقتصادى و ... همت گمارند.