نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٢٣
اما مهمترين كلمهاى كه بر عوام دلالت دارد، «ناس» است. واژه ناس گاه به معناى عموم و همه مردم اعم از خاص و عام است؛ مثل آنچه در زير مىآيد:
يا ايُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ. (بقره: ٢١)
اى مردم پروردگارتان را عبادت كنيد.
و گاه به معناى عوام مردم در مقابل خواص؛ از جمله:
قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ* لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ. (شعرا: ٣٩- ٤٠)
به توده مردم (عوام) گفته شد: آيا شما نيز جمع خواهيد شد به آن اميد كه در صورت پيروزى ساحران از آنان پيروى كنيم.
نقش تعيين كننده خواص چون خواص داراى استقلال رأى و نظرند و با توجه به حشمت و هيبتى كه در چشم و دل عوام دارند، سردمدار جريانات اجتماعى شده، آنان را به دنبال خود مىكشند و اين نشان از اهميت و تعيين كنندگى آنان دارد. خواص مىتوانند تأثيرى سازنده در جامعه داشته باشند؛ هم چنان كه مىتوانند اجتماع را به سوى تباهى و زيانكارى برند. اگر خواص جامعه، به جا و درست تصميم بگيرند، در سختىها و بلاها حاضر به جان نثارى و جانفشانى باشند، از ملامت نهراسند، جوانمرد و رشيد باشند و استكبار و خود بينى و خودستايى را از خود برانند، وابستگى به دنيا وجودشان را فرا نگيرد و براى رسيدن به هدف استقامت و پايدارى كنند، وجود آنان، مايه هدايت و بركت است. در جامعهاى كه خواص از اين ويژگىها نصيب بردهاند، عوام مىتوانند آسوده خاطر پيرو آنان شوند و مطمئن باشند كه پيروى از اين خواص، خدا پسندانه و ارزشمند است و باعث تقويت جبهه حق مىگردد؛ زيرا حق تعالى به پيروى از اين گروه امر كرده و اين پيروى را به عنوان عمل صالح مىپذيرد. وانگهى عقل انسان نيز با پيروى از چنين كسانى همراه است.
اما اگر خواص جامعه مغرور و دل خوش به توهمات و عقايد غلط خودند، خودبينى علمى و نفسى آنان را مغرور مىسازد و از شنيدن و ديدن غير آنچه خود مىدانند و