نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٥٦
در اين آيات سخن از بعثت پيامبران و نزول كتابهاى آسمانى براى هدايت آدميان است نه يك قوم و يك عشيره و يك ملت خاص؛ همچنان كه حضرت موسى نخست سراغ فرعونيان مىرود و آنان را دعوت مىكند. حضرت يوسف نيز در مصر به هدايت قبطيان برخاست و در زندان دو دوست خود و پس از آن مردم را به دين خدا فراخواند و هنگام بعثت حضرت موسى (ع) مؤمن بنىاسرائيل هدايتگرى حضرتيوسف و تكذيب قوم را به آنان يادآورى مىكند. «١» عُزَيْر پيامبر وقتى زنده مىشود، خداوند مىفرمايد:
تو را آيت براى مردم قرار داديم. «٢» حضرت سليمان به هدايت قوم سبأ بر مىخيزد و به ملكه آنان نامه مىنويسد. اين همه گواهى مىدهند كه دست كم تعدادى از پيامبران سوداى هدايت همه انسانها را در سر داشتهاند و هيچگاه غايت و هدف و ماموريت آنان ويژه قوم و منطقهاىخاص نبوده است.
البته برخى دينها به دلايل مختلف جاويد نبودهاند؛ زيرا در دوران كودكى بشر نازل شدهاند و معارف و احكام آنها با آن مرحله حيات بشر تناسب داشته است. علاوه بر اين، بشر گذشته نتوانسته است متن وحيانى خود را حفظ كند. وقتى پيامبرى از دنيا مىرفته است، بعد از مدتى، ميراث وحيانىاش نيز از ميان مىرفته و جعليات و تحريفات جاى آنها را مىگرفته است. به همين دليل بعثت و وحى جديد لازم مىشده است. در جهان امروز علاوه بر برخى مكاتب بشرى، دو ديانت بزرگ جهانى مطرحاند: اول ديانت يهود كه در صدد تسخير جهان است. البته آنان قوم يهود را برتر مىشمارند و بقيه نژادها را شايسته پذيرش ديانت يهود نمىدانند، بلكه در خدمت يهود مىخواهند. اين ديانت گرچه به حضرتموسى منسوب است، متاسفانه مجموعهاى از جعليات و خرافات است و معقول و مقبول نيست.
ديانت فعلى مسيح نيز از اديان مدعى جهانى بودن است كه آن نيز همچون ديانت يهود متن وحيانى معقول و مصون از تحريف و تصحيف ندارد و نمىتواند جهان را اداره كند.