نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٥٧
ديانت اسلام تنها ديانتى است كه هم ادعاى جهانى و جاويد بودن دارد و هم متنى وحيانى كه بدون تحريف و مصون از دستبرد در اختيار بشر است و با توجه به تفسيرهاى منقول از پيامبر و امامان (ع) در مدتى نزديك به سه قرن و راه كار اجتهاد، توان اداره جهان در همه برههها و زمانها را دارد. تعاليم اين دين، معقول و منطبق با فطرت بشر است و خوشبختانه در قرن اخير در سطح جهان به صورتى گسترده مطرح شده است و با همه تبليغاتى كه جهانخواران عليه اسلام به راه انداختهاند، پيشرفت چشمگيرى داشته و بسيارى از جهانيان را به خود جلب كرده است.
جهانى سازى بشارتبخش ظهور و حكومت جهانى جهان بشرى از دير زمان به دو قطب عمده غرب و شرق تقسيم شده است. در عهد باستان، روم غرب بود و ايران شرق. هميشه در غرب و شرق قدرتهاى ديگرى نيز وجود داشتهاند، اما يك قدرت غلبه و ظهور داشته و بقيه در سايه آن بودهاند. با ظهور حضرت مسيح و پذيرش ديانت آن حضرت، كليسا بر غرب حاكم شد و ايران شرقى در آن زمان زرتشتى بود. با انتشار دين اسلام در قرن هفتم ميلادى، اسلام بر شرق حاكم شد پس از رنسانس علمى اروپا و آزادى جوامع غربى از تسلط كليسا و مسلط شدن سرمايه دارى، غرب مدرن ظهور يافت و با انحطاط كشورهاى اسلامى، در شرق نيز كمونيسم آشكار گشت و دو قطب جهانى، غرب كاپيتاليسم و شرق كمونيسم و سوسياليسم ظهور كردند.
در اين دوره، هم غربِ مدرنِ كاپيتاليسم در صدد جهانى سازى و حاكم كردن ايده خود بر كل جهان بود و هم شرق كمونيسم و سوسياليسم.
با ظهور انقلاب اسلامى ايران از يك سو و سقوط كمونيسم و سوسياليسم از سوى ديگر، يك رقيب كنار رفت و دومى به سركردگى آمريكا در صحنه ماند. بر اين اساس آمريكا اكنون داعيه حاكميت جهانى دارد، خود را قدرت بلامانع جهان دانسته، انديشه كارآمدى فرهنگ و تمدن و فنّاورى غربى را براى اداره نظم نوين و حكومت جهانى در سر مىپروراند. ولى در مقام عمل آمريكا با رقيبى جديد، توانمند و سرسخت در مقابل خود مواجه شد. اين رقيب جديد ايران اسلامى است كه با مطرح كردن دوباره اسلام