نهضت انتظار

نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٢٨

فَامَّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدِينِهِ مُخالِفاً عَلى‌ هَواهُ مُطيعاً لِامْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدُوهُ، وَ ذلِكَ لايَكُونُ الَّا بَعْضَ فُقَهاءِ الشّيعَةِ لاجَميعَهُمْ. «١» اگر فقيهى خويشتندار، حافظ دين، مخالف هواى نفس و مطيع در برابر امر حق تعالى باشد، عوام بايد از او تقليد كنند و اين صفات در بعضى فقهاى شيعه وجود دارد نه در همه آنان‌ ٢- خوددارى از اظهار نظر در حوزه‌هاى تخصصى‌ اين اصل كه نبايد درباره موضوعى اظهار نظر كنيم كه تخصصى درباره‌اش نداريم. در بيشتر جوامع اصلى پذيرفته شده است. ورود به اين حوزه، ورودى غير مجاز است و مانند سفرى است طولانى و خطرناك بدون زاد و توشه. قرآن مى‌فرمايد:
چيزى را كه بدان علم ندارى، پيروى مكن. «٢» و امام على (ع) فرمود:
اگر آن كس كه نمى‌داند، سخن نگويد، هيچ گاه مردم با هم اختلاف نخواهند كرد. «٣» ٣- از ديگر وظايف مهم عوام اين است كه بكوشند و بياموزند و تجربه بيندوزند تا از زمره عوام بيرون آيند و به جرگه خواص بپيوندند.
آموزه‌هاى اسلامى همان گونه كه دانشمندان را موظف كرده‌اند كه ديگران را از دانش خويش بهره‌مند سازند، «٤» آنان را نيز كه نمى‌دانند مكلّف ساخته‌اند، بياموزند و بر دانسته‌هاى خويش بيفزايند و با هر نسيمى به اين سوى و آن سوى نروند و از هر كس و ناكسى تقليد نكنند. «٥»